به‌یادماندنی‌ترین خاطره‌ی من، مناظر پیش چشم ما بود. در بین تمام آن مناظر فوق‌العاده، تأثیرگذارترین لحظه وقتی بود که وارد سایه‌ی ماه شدیم. ما هنوز هزاران مایل از ماه فاصله داشتیم ولی قرص ماه آن‌قدر بزرگ بود که کل پنجره‌ی گرد ما را بپوشاند. آن جایی که ما بودیم ماه جلوی نور خورشید را گرفته بود، ولی تاج خورشید، مثل یک نور عظیم بشقاب‌مانند، چندین برابر قطر ماه امتداد یافته بود. منظره‌ی اعجاب‌آوری بود و ماه هم چیزی از آن کم نداشت. ما در سایه‌ی آن بودیم و به هم‌این خاطر هیچ جای آن با نور خورشید روشن نشده بود. تنها درخشش زمین بود که ماه را روشن کرده بود. رنگ ماه آبی-خاکستری به‌نظر می‌رسید و کل منظره حالتی سه‌بعدی داشت.

من کاملن هشیار بودم، هشیار از لحاظ دید، که ماه یک کره است نه یک دیسک. به‌نظر می‌رسید که ماه داشت گردی‌اش را به نشانه‌ی خوشامدگویی به ما نشان می‌داد، و شباهتی که به زمین خودمان دارد. من مطمئن بودم که ماه یک میزبان مهمان‌نواز خواهد بود. آخر خیلی وقت بود که ماه برای اولین بازدید‌کنندگان‌اش منتظر مانده بود.

نقل قول بالا از اولین انسانی که بر روی ماه فرود آمد، نیل آرمسترانگ، بود. این نقل قول را از کتاب Eyewitness to Science برداشتم که مجموعه‌ای از روایت‌های مربوط به شخصیت‌های تاریخ علم است. ام‌روز چهل‌امین سال‌روز فرود اولین انسان‌ها روی ماه بود. راست‌اش را بخواهید خیلی دوست دارم که زنده باشم و روزی فرود اولین انسان‌ها روی مریخ را ببینم.

فردا عصر فضا ۵۰ ساله می‌شود. خیلی هیجان‌انگیز است، نه؟ در بعدازظهر ۴ اکتبر ۱۹۵۷، اولین ماه‌واره‌ی ساخت انسان، اسپوتنیک ۱، با یک موشک قاره‌پیمای وستوک به فضا پرتاب شد. این ماه‌واره سه ماه بعد در جو زمین سوخت و از بین رفت. پرتاب اسپوتنیک آغاز یک مسابقه‌ی فضایی بین شوروی و آمریکا بود، ولی اثرات اجتماعی بسیار مهم‌تری داشت.

پرتاب اسپوتنیک باعث تعجب و ترس آمریکایی‌ها شد. دولت آیزنهاور، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، که نگران عقب ماندن آمریکا در تکنولوژی فضایی بود گزارشی تهیه کرد و در آن نتیجه‌گیری کرد که توانایی دانش‌آموزان آمریکایی در ریاضی و فیزیک کم‌تر از دانش‌آموزان روسی است. این موضوع سبب شد که دولت آمریکا در سال‌های بعد مقدار زیادی پول به دانش‌گاه‌ها تزریق کند. کشورهای دیگر هم کم‌وبیش هم‌این سیاست را در پیش گرفتند. این سیاست باعث شد که تعداد دانش‌آموخته‌های رشته‌های علوم پایه و فنی زیاد شود. این افراد نه تنها باعث پیش‌رفت تکنولوژی فضایی شدند، که خیلی چیزهای دیگر را هم دگرگون کردند. البته اسپوتنیک تنها عامل سرمایه‌گذاری روی دانش و تکنولوژی نبود، ولی بدون شک عامل بسیار مهمی بود.

روز بعد از پرتاب اسپوتنیک، نیویورک‌تایمز گزارشی در این باره منتشر کرد. می‌توانید گزارش نیویورک‌تایمز را این‌جا بخوانید.

این ویدیوی جالب از فت‌البرت (Fat Albert) دیده‌اید یا نه؟ فت‌البرت یک هواپیمای لاکهید سی-۱۳۰ است که در نمایش‌های بلو انجلز شرکت می‌کند. بلو انجلز (Blue Angels) اسم گروه نمایش هوایی نیروی دریایی آمریکاست. هوایپماهای اصلی بلوانجلز یک اسکادران اف‌ای-۱۸ است. متأسفانه، چند هفته پیش یکی از خلبان‌های این اسکادران در یک نمایش کشته شد.

Read more

احتمالن شما هم این عکس را دیده‌اید؛ یک هواپیمای جنگی که دیوار صوتی را شکسته، پیرامون آن ابری درست شده است. خیلی‌ها به‌غلط خیال می‌کنند که آن ابر هم‌آن دیوار صوتی است. حتا توضیح وب‌گاه نیروی هوایی ایالات متحد، منبع اصلی عکس، غلط است. می‌خواهم در این پست بگویم که علت فیزیکی این پدیده چیست.

Read more

چند وقت پیش دوست عزیز، روزبه، گفتند درباره‌ی وینگ‌لت (Winglet) هواپیما بنویسم. به احتمال زیاد قبلن وینگ‌لت را دیده‌اید؛ هم‌آن خمیدگی کوچک روبه‌بالا در نوک بال بعضی هواپیماها مثل آن‌چه در شکل زیر می‌بینید. فکر کنم وینگ‌لت را در فارسی بالک ترجمه کرده باشند. اگر اشتباه می‌کنم، ممنون می‌شوم درست‌اش را بگویید.

Read more

ام‌روز، در نیوساینتیست خبری جالبی خواندم درباره‌ی این که سازمان فضایی فرانسه همه‌ی پرونده‌های مربوط به UFO را روی اینترنت قرار داده است. منظور از یواف‌او، اشیای پرنده‌ی ناشناس هست؛ همان چیزی که به بشقاب پرنده هم معروف هست. این مجموعه شامل ۱۶۰۰ گزارش دقیق است که قدیمی‌ترین آن‌ها به سال ۱۹۵۴ برمی‌گردد.

ظاهرن فرانسه اولین کشوری هست که این کار را کرده. ایالات متحد آمریکا با این که به‌طور منظم پرونده‌ی مربوط به UFO را جمع‌آوری می‌کند، تا حالا آن‌ها را به‌طور عمومی منتشر نکرده و تنها به‌صورت موردی ارایه می‌کند.

ژاک پتن (Jacques Patenet)، سرپرست پروژه، می‌گوید برای ۲۵ درصد این گزارش‌ها توضیحی وجود ندارد. او می‌گوید: «به هیچ وجه نمی‌شود اثبات کرد که موجودات فرازمینی در این نوع پدیده‌های ناشناخته دست دارند. البته عکس آن هم قابل اثبات نیست.»

خیلی جالب هست، نه؟ من خودم وقتی بچه بودم به کتاب‌های مربوط به UFO علاقه‌ی زیادی داشتم و شاید پنچ کتاب در این باره خواندم. حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم بیش‌تر این کتاب‌ها از نظر علمی کم‌ارزش بودند و هدفی جز فروش بیش‌تر نداشتند. به همین خاطر دست‌رسی به آرشیو یک مرکز معتبر فرصت بسیار خوبی برای افراد علاقه‌مند هست.

البته من شخصن شک دارم که موجودات فرازمینی در این پدیده‌ها دخیل باشند. دلیل‌ام این است که اگر آن‌ها موجودات فرازمینی هستند، چرا سعی نمی‌کنند با ما ارتباط برقرار کنند. شاید بگویید که آن‌ها دوست ندارند که ما بشناسیم‌شان. جواب من این است که بالاخره هر جا ممکن فرد خیانت‌کاری پیدا شود. ولی تا کنون کسی با ما تماس نگرفته.

منبع: نیوساینتیست

نمی‌دانم داستان انحراف جزیی فضاپیماهای پایونیر ۱۰ و ۱۱ را شنیده‌اید یا نه؟ انحراف این دو فضاپیما سال‌هاست که به‌صورت یک معما باقی مانده است.

پری‌روز، دوم مارس، سی و پنج‌امین سال‌روز پرتاب فضاپیمای پایونی‌یر ۱۰ بود. یک سال بعد، فضاپیمای پایونی‌یر ۱۱ پرتاب شد. این دو اولین فضاپیماهای ساخت بشر بودند که به بیرون سامانه‌ی خورشیدی فرستاده شدند. پایو‌نی‌یر ۱۰ به مدت ۳۱ سال با زمین در ارتباط بود تا این که چهار سال پیش این ارتباط قطع شد و مأموریت پایونی‌یر تمام شد. اما اطلاعات دریافتی از این فضاپیما به‌مدت ۳۱ سال، حاوی یک نکته‌ی عجیب است.

شتاب فضاپیماهای پایو‌نی‌یر اندکی با چیزی که بر اساس محاسبات به‌دست می‌آید فرق دارد. به نظر می‌رسه که یک نیروی خیلی ضعیف و ناشناخته در حال کشیدن این دو فضاپیما به طرف خورشید است. البته این اختلاف شتاب خیلی ناچیز است و خیلی‌ها فکر می‌کردند که این اختلاف به‌خاطر خطای اندازه‌گیری سرعت فضاپیما هست. ولی هنوز جواب قانع‌کننده‌ای به‌دست نیامده است.

یک مشکل بزرگ در راه تحلیل داده‌های پایو‌نی‌یر، فرمت فایل‌هاست. چون این مأموریت ۳۱ سال طول کشیده و در این مدت سیستم‌های کامپیوتری بارها عوض شدند، داده‌های پایو‌نی‌یر با فرمت‌ها گوناگون ذخیره شده است. ولی ظاهرن یک داوطلب پیدا شده است که می‌خواهد داده‌های پایونی‌یر را بازیابی کند. ویکتور توت (Viktor Toth) یک برنامه‌نویس کانادایی است که می‌خواهد داده‌های قدیمی را بازیابی کند تا شاید به این وسیله راز پایو‌نی‌یر حل شود.

منبع: New Scientist

این هفته برای تحقیقات فضایی هفته‌ی مهمی هست، چون دو فضاپیما از کنار دو سیاره می‌گذرند. صبح یک‌شنبه، فضاپیمای روزتا (Rosetta) از کنار بهرام (مریخ) گذشت و صبح چهارشنبه، فضاپیمای افق‌های جدید (New Horizons) از کنار برجیس (مشتری) می‌گذرد.

فضاپیمای روزتا یک فضاپیمای اروپایی هست که سه سال پیش پرتاب شد و قرار است هشت سال دیگر روی سطح دنباله‌دار 67P فرود بیاد. این فضاپیما دی‌روز از نزدیکی بهرام رد شد. به این صفحه‌ی آژانس فضایی اروپا بروید و عکس زیبایی که روزتا مخابره کرده را ببینید. روزتا در لحظه‌ی عبور تنها ۲۵۰ کیلومتر با سطح بهرام فاصله داشت.

اما چهارشنبه، ساعت ۹ صبح به وقت تهران، فضاپیمای افق‌های جدید از کنار برجیس رد می‌شه. این فضاپیما یک سال پیش پرتاب شد و هشت سال دیگر به پلوتو می‌رسد. خب باید صبر کنیم تا عکس‌های این فضاپیما به زمین برسد. ولی اگر روی این فضاپیما بنشینید و با یک دوربین ۱۳۵ میلی‌متری از برجیس عکس بگیرید، چیزی شبیه شکل زیر را می‌بینید. من این عکس را با استفاده از شبیه‌ساز سامانه‌ی خورشیدی درست کردم.

ممکن است بپرسید که چه لزومی دارد که یک فضاپیما از نزدیک یک سیاره عبور کند. جواب این هست که این کار زمان مسافرت به سیاره‌های دوردست را کم می‌کند. موشک‌های ساخت انسان هنوز خیلی قوی نیستند. بنابراین اگر یک فضاپیما بخواهد تنها با استفاده از موشک به یک جای دور برود، احتمالن باید ده‌ها سال در راه باشد. ولی وقتی از کنار یک سیاره عبور می‌کند، با استفاده از نیروی جاذبه‌ی آن سیاره، سرعت‌اش زیاد و زمان سفر کم می‌شود.

تکمیلی: دوستان در نظرخواهی پرسیده‌اند که چرا با عبور یک فضاپیما از کنار یک سیاره، سرعت آن زیاد می‌شود؟ جواب من این هست: دقیقن به همان دلیلی که برخورد توپ تنیس با راکت سرعت آن را زیاد می‌کند. بگذارید به‌طور خلاصه بگویم یعنی چه. اگر یک راکت تنیس را ثابت نگه دارید، توپ با همان سرعتی که به آن می‌خورد، برمی‌گردد. اگر راکت را در خلاف جهت حرکت توپ تکان دهید، توپ با سرعتی بیش‌تر از سرعت اول‌اش برمی‌گردد. یک فضاپیما هم اگر از کنار یک سیاره‌ی ثابت بگذرد، سرعت‌اش زیاد نمی‌شود. ولی اگر فضاپیما در خلاف جهت حرکت یک سیاره به آن نزدیک شود، با سرعت بیش‌تری از آن دور می‌شود. اصطلاحن، مقداری از تکانه (اندازه‌ی حرکت) سیاره به فضاپیما منتقل می‌شود. توجه کنید که همه‌ی سرعت‌ها نسبت به خورشید سنجیده می‌شود.

عکس زیر را مریخ‌نورد روح (Spirit) در اواخر فروردین ۱۳۸۴ گرفت. جالب هست ، نه؟ دیدن غروب آفتاب روی سطح مریخ برای من که خیلی هیجان‌انگیز بود. برای پیاده کردن عکس با کیفیت بالا به این صفحه‌ی JPL بروید.

غروب آفتاب در بهرام

ام‌روز دومین سال‌روز فرود هویگنس (Huygens) روی سطح تایتان (Titan) بود. تایتان بزرگ‌ترین قمر کیوان هست و در بین سیاره‌های منظومه‌ی خورشیدی بیش‌ترین شباهت را به زمین داره. جالب‌ترین کشف هویگنس این بود که تایتان تنها سیاره‌ای به جز زمین است که باران داره. بگذارید بگم داستان این مأموریت چه بود.

مأموریت کاسینی-هویگنس یک مأموریت مشترک بین آمریکا و اروپا بود تا سیاره‌ی کیوان و قمرهای آن را بررسی کنه. کاسینی واحد مدارگرد این مأموریت هست که هنوز فعال هست و داده‌های علمی به زمین می‌فرسته. هویگنس واحد فرود این مأموریت بود که دقیقن دو سال پیش بر سطح تایتان فرود آمد.

قبل از فرود هویگنس اطلاعات کمی درباره‌ی تایتان وجود داشت. اتمسفر این سیاره مقدار زیادی متان دارد و بسیار غلیظ هست. به همین خاطر سطح تایتان قابل دیدن نیست. بررسی سطح تایتان با رادار هم نشان داده بود که این سیاره سطحی بسیار صاف دارد. به همین خاطر حدس دانش‌مندان این بود که اقیانوسی از متان سطح این سیاره را پوشانده است. بنابراین هویگنس را طوری طراحی کردند که روی این اقیانوس فرود بیاید. اما واقعیت چیز دیگری بود.

هویگنس در نهایت روی یک سطح صاف و خشک فرود آمد. این عکس، اولین عکسی است که هویگنس بعد از فرود از سطح تایتان گرفت. عکس‌های هویگنس در حین فرود نشان داد که تایتان رودهایی از متان دارد. بررسی‌های دقیق‌تر هم نشان داد که سطح تایتان تعداد زیادی دریاچه دارد که متان آن‌ها بخار می‌شود و بعد به صورت باران فرو می‌ریزد.

مأموریت هویگنس خیلی کوتاه بود و دو ساعت بعد از فرود روی تایتان تمام شد.

keep looking »