چند روز پیش رفتم سینما برای دیدن فیلم ماه. ماه یک فیلم علمی‌-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی دانکن جونز است که در آینده اتفاق می‌افتد.

خلاصه‌ی داستان این است که کم‌بود انرژی بشر را مجبور می‌کند که از رگولیت (خاک) سطح ماه هلیم۳ استخراج کند و آن را برای تولید انرژی به زمین بیاورد. مسئولیت استخراج و انتقال هلیم۳ به زمین به‌عهده‌ی شرکتی است به نام صنایع ماه (Lunar Industries). این شرکت در قسمتی از ماه که هم‌واره پشت به زمین است ایست‌گاهی ساخته و ساکنان این ایست‌گاه تنها یک نفر است به‌نام سم بل (Sam Bell) و یک ربات. سم نزدیک به سه سال است در ایست‌گاه خدمت کرده و تنها دو هفته مانده است که مأموریت‌اش تمام شود و به زمین بازگردد. بقیه‌ی ماجرا را نمی‌گویم که مزه‌ی فیلم از بین نرود.

فیلم چند مشخصه‌ی بارز دارد. یکی این که جلوه‌های تصویری فیلم بیش‌تر شبیه فیلم‌های علمی-تخیلی دهه‌های هفتاد و هشتاد است؛ یعنی اثری از جلوه‌های کامپیوتری هیجان‌انگیز در آن نیست. در عین حال فیلم با آهنگ کندی پیش می‌رود ولی به هیچ‌ وجه خسته‌کننده نیست. نمی‌توانم بگویم ماه به‌ترین فیلم علمی-تخیلی‌ای است که تا حالا دیده‌ام ولی قطعن یک فیلم تفکربرانگیز است.

اگر وقت کردید حتمن فیلم ماه را نگاه کنید. به احتمال زیاد از دیدن‌اش پشیمان نمی‌شوید.

قصد نداشتم درباره‌ای انتخابات رییس جمهور چیزی بنویسم، ولی با این نتیجه‌ی عجیب و غریب دیگر نتونستم تحمل کنم. این انتخابات، جدا از نتیجه‌ی تأسف‌آورش، دست‌کم نشان داد که سیستم حکومتی ایران ظرفیت این را ندارد که خودش را اصلاح کند. فایده‌ی دیگر این انتخابات این بود که به بحث قدیمی تحریمی و غیرتحریمی پایان داد.

راست‌اش من تا حالا در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده بودم که البته افتخاری هم نیست. ولی با فجایعی که آقای احمدی‌نژاد در این چند سال به بار آورده بود با خودم گفتم که شاید شرکت در انتخابات یک مسئولیت اخلاقی در برابر کسانی باشد که دوست‌شان دارم؛ خانواده، دوستان، و بقیه‌ی مردم. از طرف دیگر با خودم گفتم که شرکت در انتخابات یک جور پشت پا زدن به اصول اخلاقی خودم هست چون من که سیستم حکومتی ایران را روش مناسبی برای اداره‌ی کشور نمی‌دانم. همین‌طور با خودم کلنجار رفتم تا دو روز پیش که نتیجه گرفتم شرکت کردن در انتخابات به‌تر از شرکت نکردن در آن است. البته به‌خاطر دوری مسافت نتوانستم رأی بدهم ولی الآن که اخبار را می‌خوانم می‌فهمم که چه‌قدر هنوز ناپخته هستم.

دوست دارم سال نو را به همه‌ی کسانی که هنوز لطف می‌کنند و به این وبلاگ متروک سر می زنند، تبریک بگم. امیدوارم سال جدید برای همه‌ی ما هم‌راه با تن‌درستی و آرامش باشه

خب، من هم بالاخره سی‌سال‌ام شد.

قبل از هر چیز باید از همه‌ی دوستانی که به این‌جا سر می‌زنند، به‌خاطر به‌روز نکردن این وبلاگ، معذرت‌خواهی کنم. کامنت‌ها و ای‌میل‌های بعضی از دوستان هم بیش‌تر شرمنده‌ام کرد. من بیش‌تر از همه از کامنت جناب احمدی‌نژاد در پست قبل خوش‌ام آمد:

ميگم نكنه سوسك خوردي مرحوم شدي ؟ كجايي بابا د بيا بنويس يه چيزي.

راست‌اش مسئله این نبود که وقت کافی برای نوشتن نداشته باشم. به‌هر حال صرف چند ساعت در هفته کار خیلی سختی نیست. ولی نمی‌دانم چرا دست‌ و دل‌ام به نوشتن نمی‌رفت. البته از شما چه پنهان یک کمی هم سرم شلوغ بود. از یک طرف با دوست دخترم مشکلاتی داشتم. از طرف دیگر داشتم درباره‌ی کارهایی که در پایان‌نامه‌ام انجام دادم مقاله می‌نوشتم که وقت زیادی می‌گرفت. به‌علاوه، به‌طور منظم شروع کردم به ورزش کردن. در این مدتی که وبلاگ نمی‌نوشتم، یک‌ روز در میان پنج کیلومتر می‌دویدم. البته نمی‌توانم تند بدوم. مثلن پنج کیلومتر را در ۲۵ دقیقه می‌دوم. ولی هم‌این هم برای من خوب است.

خلاصه دوباره می‌خواهم این‌جا را فعال کنم. :)

دی‌روز، یک بارون خیلی شدید اومد. این هم عکس‌اش:

عکسی از باران دی‌روز

بعد که بارون تموم شد، رنگین‌کمان اومد. این هم عکس‌اش:

رنگین‌کمان بعد از باران

دی‌روز موقع خرید میوه به یک مشکل اخلاقی برخوردم. گفتم شاید خوب باشد آن را با شما در میان بگذارم و نظر شما را هم بپرسم.

برای خرید خوراکی به فروش‌گاه رفته بودم و خواستم یک مقدار پرتقال بخرم. در فروش‌گاه دو جور پرتقال بود؛ یکی محصول آمریکا و دیگری محصول آفریقای جنوبی. با خودم فکر کردم کدام را بخرم که دیدم جواب اصلن واضح نیست. بگذارید کمی توضیح دهم.

نکته‌ی کلیدی این است که حمل و نقل مواد غذایی به جاهای دور برای محیط زیست بد است. وقتی پرتقال را از آفریقای جنوبی به یک مقصد دوردست مثل کانادا می‌آورید، باید کلی سوخت فسیلی مصرف کنید و در نتیجه کلی دی‌اکسید کربن وارد جو کنید. این گزارش نیویورک‌تایمز یک مقدار در این باره توضیح می‌دهد. بنابراین توصیه‌ی کلی این است که در صورت امکان، محصولات غذایی تولید شده در کشورهای دوردست را نخرید. به‌جای‌اش، میوه‌های فصلی تولید شده در کشور محل زندگی‌تان را بخرید. با این استدلال، من یا باید اصلن پرتقال نمی‌خریدم و یا پرتقال آمریکایی را می‌خریدم.

اما روی دیگر سکه توجه به وجود فقر در کشورهای آفریقایی است. من آماری معتبری ندارم و دنبال‌اش هم نگشتم؛ ولی حدس می‌زنم که کشاورزان آفریقای جنوبی به مراتب از هم‌کاران آمریکایی‌شان فقیرتر باشند. بنابراین پرهیز از خرید محصولات آن‌ها ممکن است وضع‌شان را از چیزی که هست بدتر کند. خب حالا باید کدام را می‌خریدم.

من در نهایت پرتقال تولید آفریقای جنوبی را خریدم، چون دوست‌ام که خودش اهل آفریقاست چنین توصیه‌ای کرد. شما اگر جای من بودید چه‌کار می‌کردید؟

ظاهرن دوستی یا دوستانی لطف دارند و وبلاگ من را هرازگاهی پینگ می‌کنند. می‌خواهم از این دوست یا دوستان خواهش کنم که لطف کنید و این‌جا را بی‌جهت پینگ نکنید. امیدوارم یک وقتی پیدا کنم تا این ستون بلاگ‌رول سمت چپ را درست کنم تا این مشکل پینگ کردن حل شود.

توضیح مهم: توجه کنید که من پزشک نیستم و اطلاعات پزشکی‌ام در حد صفر است. پس به نوشته‌های این پست زیاد اعتماد نکنید چون ممکن است غلط باشند. اگر شما مشکلی شبیه من دارید، حتمن بروید پیش پزشک.

مدتی پیش به‌خاطر یک سری مشکلات رفتم پیش پزشک. پزشک بعد از یک سری بررسی‌ها تشخیص داد که سینوس راست‌ام پولیپ (Nasal Polyp) دارد. ظاهرن به‌ترین راه برای تشخیص درست این پولیپ‌ها استفاده از تصویرهای سی‌تی‌اسکن با برش‌های نازک (Thin Slice CT Scan) است. خلاصه پزشک برای‌ام سی‌تی‌اسکن تجویز کرد. سی‌تی‌اسکن را انجام دادم و چند روز پیش نتیجه‌ی آن را روی یک سی‌دی گرفتم. متأسفانه سی‌دی تنها روی ویندوز کار می‌کرد. پس باید چه‌طوری عکس‌ها را می‌دیدم؟

بگذارید اول کمی درباره‌ی اصول فنی تصاویر پزشکی بنویسم. تصاویر پزشکی اغلب با فرمت دیکام (DICOM) ذخیره می‌شوند. فرقی هم نمی‌کند که این تصاویر با سی‌تی‌اسکن گرفته شده‌اند، یا با MRI و یا SPECT. البته دیکام یک استاندارد است و فرمت تصویر دیکام تنها بخشی از این استاندارد هست. بنابراین هر وقت خواستید تصاویر پزشکی را ببینید باید نرم‌افزاری پیدا کنید که قابلیت باز کردن فایل‌های دیکام را داشته باشد. یک نرم‌افزار آزاد برای این کار AMIDE است.

من AMIDE را دانلود کردم و چون آزاد است روی لینوکس به‌خوبی کار می‌کند. البته این برنامه روی ویندوز و مک هم کار می‌کند. این برنامه امکانات خیلی خوبی دارد. برای مثال، با کمک این برنامه می‌توانید تصاویر دوبعدی سی‌تی‌اسکن از برش‌های مختلف را ترکیب کنید و یک تصویر سه‌بعدی بسازید. عکس زیر نتیجه‌ی هم‌این کار است.

آن برآمدگی در بالای عکس بینی است. آن سوراخ‌ها و لوله‌ها هم مجراهای عبور هوا هستند. در واقع این عکس قسمت جلویی صورت من را از پشت نشان می‌دهد و از ترکیب ۳۰ عکس دوبعدی به‌دست آمده است . آن حفره‌ی سیاهی که در سمت چپ می‌بینید سینوس (Maxillary Sinus) چپ است. هم‌آن‌طور که می‌بینید سینوس چپ خالی است. ولی داخل سینوس راست یک توده‌ی خاکستری رنگ هست که تصویر را نامتقارن کرده است. این توده‌ی خاکستری یک پولیپ آنتروکونال (Antrochoanal Polyp) است. حالا باید با پزشک درباره‌ی درمان این مشکل صحبت کنم.

خلاصه خواستم بگویم که در لینوکس حتا تصاویر پزشکی را هم می‌توانید تحلیل کنید. این کار شاید برای من که پزشک نیستم ارزش درمانی نداشته باشد؛ ولی دست‌کم برای ارضای حس کنج‌کاوی خوب است.

راست‌اش از بس چیزی ننوشتم که دیگه اگر هم بخوام چیزی بنویسم خجالت می‌کشم. فکرش را بکنید؛ یک ماه بیش‌تره که چیزی ننوشتم. باید یک فکری برای این وضع بکنم. خلاصه فعلن زنده‌ام؛ ولی با این طرح جدید مجلس –که فوریت‌اش هم تصویب شده– ممکن هست تا چند وقت دیگه به‌جرم نوشتن وبلاگ الحادی محاکمه و اعدام بشم. :)

یک چیز دیگه را هم می‌خواستم بگم. من حدود یک سال و نیم پیش مطلبی نوشته‌بودم درباره‌ی یکی استادهای معارف دانش‌گاه شریف. دوستی ای‌میل زده‌اند و از آن مطلب انتقاد کرده‌اند. برای این که حق مطلب ادا شود ای‌میل ایشان را این‌جا می‌گذارم. البته نام استاد مورد بحث را حذف کردم و به جای‌اش ستاره گذاشتم.

سلام دوست عزیز،
این ای‌میل در مورد مطلبی هست که در مورد استاد [*****] در یکی از مطالب بلاگ‌تون زدین. لطفن زمانی که در مورد یک چیز اطلاع کامل ندارین مطلب ننویسید. درضمن، اگر خواستید بنویسید حتمن کامل بنویسید. توی وبلاگ‌تون این آدرس را بنویسید تا بچه‌هایی که درک نمی‌کنند یک‌شنبه و چهارشنبه بعد از ظهر بیایند آن‌جا [تا] شبهه‌شان برطرف شه.
*********************.

پی‌نوشت در روز ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸: دوست دیگری ایمیل زده‌اند و گفته‌اند آدرس را حذف کنم. من هم این آدرس را برمی‌دارم.

keep looking »