عینک آفتابی: خوب یا بد

متفرقه | نظرخواهی بسته است

آقای یک پزشک در یکی از نوشته‌های جدیدشان درباره‌ی لزوم استفاده از عینک‌های آفتابی صحبت کرده‌اند. من یاد یک نکته‌ی خیلی مهم افتادم که توجه به آن بسیار لازم است. استفاده از عینک آفتابی بی‌کیفیت بدتر از نزدن عینک است. ولی چرا؟ چون عینک ارزان جلوی ورود نور را می‌گیرد ولی جلوی پرتوی فرابنفش را نمی‌گیرد. اجازه بدهید بیش‌تر توضیح بدم.

آن چه باعث آب مروارید (Cataract) چشم می‌شود، احتمالن پرتوی فرابنفش(UV) خورشید است. ولی میزان جذب پرتوی فرابنفش توسط چشم با قطر مردمک (همان نقطه‌ی سیاه وسط چشم) متناسب است. هر چه مردمک گشادتر باشد، پرتوی فرابنفش بیش‌تری وارد چشم می‌شود. همان طور که می‌دانید، قطر مردمک ثابت نیست و با شدت نور محیط تغییر می‌کند.

اگر در یک روز آفتابی بدون عینک دودی بیرون بروید، به دلیل شدت نور آفتاب مردمک تنگ می‌شود. پس پرتوی فرابنفش کم‌تری وارد چشم می‌شود. ولی اگر از یک عینک آفتابی ارزان استفاده کنید، چون عینک جلوی نور را می‌گیرد، مردمک گشاد می‌شود ولی چون عینک بی‌کیفیت است، جلوی پرتوی فرابنفش را نمی‌گیرد. نتیجه این که وضع حتی از وقتی که عینک نزده بودید بدتر می‌شود.

به‌ترین کار این است که از یک عینک آفتابی روشن ولی دارای پوشش محافظ فرابنفش استفاده کنید. این نوع عینک جلوی نور عادی را نمی‌گیرد، پس مردمک چشم تنگ می‌ماند و از طرف دیگر جلوی فرابنفش را هم می‌گیرد.

البته قبول دارم که عینک‌های آفتابی تیره آدم را خوش‌تیپ‌تر می‌کنند، ولی به فکر سلامتی چشم هم باید بود. من این موضوع را اولین بار در صحبت با یک فیزیک‌پیشه فهمیدم. این جا هم یک چیزهایی نوشته است.

نمی‌دانم این سایت عکس اخترشناسی روز را نگاه می‌کنید یا نه. سایت جالبی هست و هر روز یک عکس از ستارگان و یا چیزهای مربوط به آسمان، نشان می‌ده.

عکس زیر را از همین سایت برداشتم. ببینید گردابه‌ی نوک بال (Wing-tip Vortex) چه زیبا در عکس نشان داده شده. دودی که در شکل می‌بینید، دود ناشی از سوختن یک منور (Flare) است که هواپیما پرتاب کرده.


گردابه‌ی نوک بال پدیده‌ای است که به خاطر اختلاف فشار پایین و بالای بال هواپیما به وجود می‌آید. وقتی هوا سعی می‌کند که از ناحیه‌ی پرفشار زیر بال به ناحیه‌ی کم‌فشار روی بال حرکت کند، یک جریان گردابی مثل شکل بالا درست می‌شود. جریان گردابی نوک بال هواپیماهای سنگین خیلی قوی هست طوری که اگر یک هواپیمای کوچک وارد آن بشه، امکان داره حتی سقوط کنه.

همین الان دیدم که بی‌بی‌سی یک فاجعه‌ی دیگر خلق کرده. در این خبر نوشته، پزشکان موفق شدند برای اولین بار در فضا یک جراحی انجام بدهند. حتی تأکید شده که هواپیمایی که عمل جراحی در آن انجام شد، اول از جو زمین خارج شد و بعد پزشکان عمل را انجام دادند.

«در شرايطی که هواپيما از جو زمين خارج شده بود، پزشکان توانستند غده ای خوش خيم را از بازوی يک بيمار داوطلب بيرون بياورند.»

و در جایی دیگر نوشته:

«به گفته او طی دو ساعت بی وزنی کامل، عمل جراحی بيرون آوردن غده انجام شده است.»

و در آخر، خبر تبدیل به یک داستان علمی-تخیلی می‌شود.

«گروه پزشکی قصد دارد در آزمايش بعدی خود، يک عمل جراحی فضايی را با استفاده از آدم کامپيوتری انجام دهد.»

واقعن باید به طراحان شرکت ایرباس تبریک گفت که هواپیمایشان کار فضاپیما را هم می‌کند. خوش‌بختانه بی‌بی‌سی انگلیسی خبر را درست نوشته است. واقعیت این است که پزشکان عمل جراحی را داخل جی-صفر (Zero-G) انجام داده‌اند. جی-صفر یک هواپیمای ایرباس A-300 است که برای آزمایش‌های بی‌وزنی به کار می‌رود. هواپیما روی یک مسیر سهموی طوری حرکت می‌کند که شتاب عمودی آن دقیقن برابر g به طرف پایین باشد. در این شرایط، افراد داخل هواپیما احساس بی‌وزنی می‌کنند. این بی‌وزنی هم در حالت بیشینه ۳۰ ثانیه است، نه ۲ ساعت. قسمت علمی-تخیلی آخر خبر هم در واقع عمل جراحی از راه دور و به کمک دستگاه است.

ظاهرن در بخش فارسی بی‌بی‌سی، بی‌وزنی معادل خارج شدن از جو فرض شده است. وجود این همه غلط در یک خبر بی‌بی‌سی بسیار تأسف‌آور است.

تکمیلی: خوش‌بختانه خبر اصلاح شد. از عزیزان بخش فارسی بی‌بی‌سی به خاطر توجه‌شون ممنون هستم. از آقای اکبرپور هم به خاطر ای‌میلی که بی‌بی‌سی فرستادند و آن‌ها را از ماجرا باخبر کردند، تشکر می‌کنم.

تکمیلی ۲: از آقای سینا هم برای یادآوری این نکته در وبلاگ بی‌بی‌سی ممنون‌ام.

تیرانداز زبده

متفرقه | نظرخواهی بسته است

سولوژن در پست جدید خود می‌گوید:

«آیا انسان‌ها ابتدا عمل می‌کنند و بعد تصمیم می‌گیرند که دلیل عمل‌شان چه بوده؟»

من با خواندن این جمله یاد داستان آن تیرانداز زبده افتادم. این تیرانداز همیشه تیر را به هدف می‌زد. ولی اول شلیک می‌کرد و بعد از این که تیر به جایی می‌خورد می‌گفت هدفش همان‌جا بود.

متأسفانه بیش‌تر ما آدم‌ها همین‌طور هستیم. خیلی کارها را همین‌طوری انجام می‌دهیم و اگر کسی درباره‌ی دلیل انجام آن کارها سوآل کرد، یک سری دلیل برای اثبات درستی‌شان می‌آوریم.

توضیح: من دقیقن نمی‌دانم منظور سولوژن چه بوده است. این تنها نظر من بود و بسیار امکان دارد که با نظر ایشان فرق کند.

سوراخ‌های کف خیابان

متفرقه | نظرخواهی بسته است

تا حالا به دریچه‌ی سوراخ‌های شرکت مخابرات در کف خیابان‌‌ها و پیاده‌روها دقت کردین؟ دست‌کم در تهران، دریچه‌ی بیش‌تر این سوراخ‌ها مربعی شکل هست. می‌دونستید که استفاده از دریچه‌ی مربعی غلط هست و این دریچه‌ها باید گرد ساخته بشن؟

علت هم ساده هست. دریچه‌ی مربعی ممکنه بیفته داخل سوراخ و درآوردنش کار سختی هست ولی دریچه‌ی گرد نمی‌افته داخل سوراخ. حالا شاید تا ۵۰ سال دیگه شرکت مخابرات شکل این دریچه‌ها را عوض کنه.

منبع با یک عکس بسیار خوب در این باره: Live Science

پارادکس فرمی

متفرقه | نظرخواهی بسته است

انریکو فرمی موقع ناهار می‌پرسد: «آن‌ها کجا هستند؟» منظور او از «آن‌ها»، موجودات فرزمینی است.

داستان به سال ۱۹۵۰ بر می‌گردد. در یک روز تابستانی، عده‌ای فیزیک‌پیشه در آزمایش‌گاه لوس‌آلاموس در نیومکزیکو مشغول خوردن ناهار بودند. فرمی (Fermi) عادت داشت که سوآل‌های جالب طرح کند و درباره‌ی آن‌ها بحث کند. آن روز فرمی پرسید: «آن‌ها کجا هستند؟» این سوآل به پارادکس فرمی (Fermi Paradox) معروف است. بگذارید بگویم منظور از این جمله چیست.

فرمی استاد محاسبات تخمینی بود. یک محاسبه‌ی تخمینی ساده نشان می‌دهد که اگر تمدن بشری بتواند تا ۱۰ میلیون سال دیگر دوام بیاورد، تمام که‌کشان راه‌شیری را به تسخیر خود در می‌آورد. عمر که‌کشان ما بیش از ۱۰ میلیارد سال است. پس زمان کافی برای پیدایش تمدن‌های فرازمینی وجود داشته است. با تقسیم این دو عدد می‌توان گفت که تا حالا یک تمدن هوشمند باید ۱۰۰۰ بار که‌کشان را فتح کرده باشد. اگر این‌طور باشد، ما باید ساکنان تمدن‌های پیشرفته‌تر از خود را ملاقات کرده باشیم. متأسفانه تا کنون چنین اتفاقی نیفتاده و کسی به دیدن ما نیامده است. پس آن تمدن‌های هوشمند کجا هستند؟ این همان سوآل فرمی است.

با این که خود فرمی به وجود موجودات فرازمینی باور داشت، استدلال بالا را بسیار ناامید کننده می‌دانست. البته حق با فرمی بود. این استدلال خیلی محکم است و هنوز جواب روشنی برای آن وجود ندارد.

ممکن است بگویید ما اولین تمدن هوشمند در که‌کشان هستیم. احتمال این موضوع خیلی کم است. با توجه به عمر که‌کشان و عمر حیات روی کره‌ی زمین، احتمال پیدایش حیات در ۱۰ میلیاد بسیار زیاد است.

ممکن است بگویید تمدن‌های دیگر دوست ندارند که‌کشان را تسخیر کنند. جواب این است که چاره‌ای ندارند. یک معیار خوب برای سنجش تمدن، میزان مصرف انرژی است. نسل بشر هنوز به نفت و زمین وابسته است. اگر با همین سرعت پیشرفت کنیم ظرف چند صد سال منابع زمین تمام می‌شود و مجبوریم از خورشید استفاده کنیم و چند هزار سال دیگر خورشید هم برای نیاز ما کافی نخواهد بود. ما مجبوریم که در که‌کشان پخش شویم. هر تمدن دیگری هم مجبور به این کار است.

در جواب پارادکس فرمی، چیزهای زیادی گفته شده است. ولی دو جواب زیر منطقی‌تر از بقیه هستند.

  1. ما دست‌کم در که‌کشان خودمان و که‌کشان‌های مجاور تنها هستیم.
  2. تمدن‌های هوشمند قبل از این در که‌کشان پخش شوند خود را نابود می‌کنند.

هر دوی جواب‌های بالا ترسناک هستند، نه؟

نکته‌ی جالب برای من این است که روی وب، هیچ مطلب فارسی درباره‌ی پارادکس فرمی وجود ندارد (یا دست‌کم من نتوانستم با گوگل پیدا کنم). من باز هم در این باره می‌نویسم.

منبع: SETI Archive

توضیح اضافی: پارادکس فرمی دقیقن به معنی زیر است.

  1. با در نظر گرفتن عمر یک که‌کشان (۱۰ میلیارد سال) و سرعت پیش‌رفت یک تمدن هوشمند شبیه نسل بشر، تا حالا کل که‌کشان راه شیری باید توسط یک گونه‌ی هوشمند فرازمینی تسخیر شده باشد. پس آن‌ها باید همین نزدیکی‌ها باشند.
  2. ما هنوز موفق به پیدا کردن ردی از موجودات فرازمینی نشده‌ایم.

گزاره‌ی ۱ بر اساس یک بحث آماری و گزاره‌ی ۲ بر اساس تجربه است. این دو با هم تناقض دارند که به این تناقض پارادکس فرمی می‌گویند.

Damn Small Linux

متفرقه | نظرخواهی بسته است

ام‌روز، خواننده‌ی عزیزی ای‌میل زدند و در مورد یک توزیع لینوکس که جمع و جور باشد پرسیدند. فکر کردم خوب باشد یک توزیع خوب لینوکس که در وبلاگ‌های فارسی کم‌تر معروف هست را معرفی کنم: Damn Small Linux که به صورت اختصاری DSL خوانده می‌شه. DSL یک توزیع زنده روی یک سی‌دی ۸ سانتی‌متری است که تنها ۵۰ مگابایت حجم دارد. به همین خاطر داونلود کردن آن با خطوط اینترنتی کم سرعت زیاد وقت نمی‌گیرد.

اما DSL با وجود کوچکی چند خاصیت خیلی خوب داره. اول این که زنده هست و به همین خاطر می‌تونید آن را روی سی‌دی یا حافظه‌ی فلش (USB Flash Drive) هم‌راه خود داشته باشید و هر ماشینی را با آن راه بیندازید. حتی می‌تونید DSL را از داخل ویندوز اجرا کنید، و در آخر اگر دوست داشتید آن را روی هارد ماشین‌تان نصب کنید. هم‌چنین می‌تونید DSL را روی ماشین‌های خیلی قدیمی که با ویندوز ۹۵ یا ۹۸ کار می‌کردند، اجرا کنید. DSL از دبی‌ین مشتق شده و به همین خاطر اگر بعدن دوست داشتید می‌تونید آن را به دبی‌ین یا اوبونتو تبدیل کنید.

البته باید این را هم بگم که DSL توزیع خیلی زیبایی نیست. برای کوچک نگه داشتن حجم، از سیستم دسکتاپ Fluxbox استفاده می‌کنه که خیلی ساده‌تر از KDE یا Gnome هست. از طرف دیگه، تعداد برنامه‌های کاربردی روی DSL خیلی کم هست ولی شما خودتون می‌تونید هر چی را که دوست دارید داونلود و نصب کنید. روش نصب برنامه‌ها هم به همان سادگی دبی‌ین هست.

یک نکته هم بگم چون می‌دونم دوستان احتمالن در نظرخواهی به‌اش اشاره می‌کنند :). اگر تنها مشکل شما دسترسی نداشتن به اینترنت پرسرعت برای پیاده کردن لینوکس است، به این صفحه‌ی سایت اوبونتو بروید، یک حساب کاربری بسازید، و آن را سفارش دهید تا به صورت رایگان برای‌تان بفرستند.

صورت مریخی

متفرقه | نظرخواهی بسته است

سی سال پیش در همین روزها فضاپیمای رباتیک وایکینگ ۱ (Viking 1) در حال عکس‌برداری از سطح بهرام (مریخ) بود. پروژه‌ی وایکینگ، نخستین تلاش برای شناخت سیاره‌ی سرخ بود. ولی در همان روزهای اول یک اتفاق جالب افتاد.

در ۲۶ ژوئیه‌ی ۱۹۷۶، وایکینگ عکسی از منطقه‌ی سایدونیا (Cydonia) در نیم‌کره‌ی شمالی بهرام فرستاد. در گوشه‌ی از عکس، این شکل شبیه صورت انسان بود.


چاپ این عکس در آن سال‌ها کلی سر و صدا به پا کرد. کسانی که دوست داشتند همه چیز را به موجودات فرازمینی ربط دهند گفتند که احتمالن این یک پدیده‌ی مصنوعی است که موجودات فرازمینی ساخته‌اند. یک عده‌ی دیگر گفتند که این برجستگی، بقایای یک شهر باستانی و یک تمدن نابود شده است. و خلاصه کلی از این فرضیه‌های بی‌اساس.

ناسا اعلام کرد که احتمالن این برجستگی یک کوه معمولی است که به دلیل زاویه‌ی خاص دوربین نسبت به نور خورشید شبیه صورت یک انسان به نظر می‌رسد. از آن زمان تا حالا عکس‌های زیادی از این کوه گرفته شده و تقریبن قطعی شده که هیچ چیز عجیبی در کار نیست. با این حال چون ناسا تنها سازمانی بود که این عکس‌ها را منتشر می‌کرد، بعضی از طرفداران تئوری توطئه می‌گفتند ناسا دارد حقیقت را مخفی می‌کند.

چند روز پیش، آژانس فضایی اروپا یک عکس جدید را از این کوه منتشر کرد. با توجه به این که این عکس را فضاپیمای اروپایی مارز-اکسپرس (Mars Express) گرفته است، احتمالن طرفداران توطئه دیگر نمی‌توانند بگویند ناسا مشغول مخفی‌کاری هست.

محل پرتاب فضاپیما

متفرقه | نظرخواهی بسته است

هیچ وقت فکر کرده‌اید که محل پرتاب موشک به فضا بر چه اساسی تعیین می‌شود؟ مثلن چرا روسیه به قزاقستان پول می‌دهد تا از ایست‌گاه فضایی بایکونور استفاده کند؟ یا چرا فرانسه به جای پرتاب از داخل خاک خود، پرتاب را از گویان در آمریکای جنوبی انجام می‌دهد؟

دلیل ساده این است که محل پرتاب باید هر چه بیش‌تر به خط استوا نزدیک باشد. به عبارت دیگر عرض جغرافیایی محل پرتاب باید کم باشد. عرض جغرافیایی قزاقستان کم‌تر از روسیه، و گویان کم‌تر از فرانسه است. در ایالات متحد هم فلوریدا کم‌ترین عرض جغرافیایی را دارد. حالا چرا عرض جغرافیایی باید کم باشد؟

قضیه در اصل به ماه‌واره‌های ژئوسنکرون بر‌می‌گردد. بیش‌تر ماه‌واره‌های تله‌ویزیونی و مخابراتی ژئوسنکرون هستند. بگذارید بگم یعنی چه.

تا حالا آنتن ماه‌واره را در پشت‌بام تنظیم کرده‌اید؟ شما وقتی آنتن ماه‌واره را در پشت‌بام خانه تنظیم می‌کنید، فقط یک بار مجبور به تنظیم هستید. چرا؟ چون ماه‌واره نسبت به زمین ثابت است و هم‌راه زمین دور می‌زند. به این نوع ماه‌واره می‌گویند ژئوسنکرون.

ماه‌واره‌های ژئوسنکرون در مداری به شعاع ۴۲ هزار کیلومتر روی صفحه‌ی استوای زمین هستند. اگر این ماه‌واره‌ها از عرض جغرافیایی زیاد پرتاب شوند، موشک حامل باید مقدار زیادی انرژی صرف تغییر مدار کند. برای این که پرتاب ماه‌واره ارزان تمام شود، بیش‌تر کشورها سعی می‌کنند این نوع ماه‌واره را از نزدیک خط استوا پرتاب کنند. به همین خاطر موشک آریان ۵ که از گویان با عرض جغرافیایی ۵ درجه پرتاب می‌شود به‌ترین انتخاب است. کشورهای دیگر هم سعی می‌کنند از به‌ترین محلی که دارند استفاده کنند.

لیست افتخارات من

متفرقه | نظرخواهی بسته است

تا به حال چیزی درباره‌ی Prank شنیده‌اید؟ بگذارید یک مثال بزنم. جوک زیر را در نظر بگیرید.

«دی‌روز می‌خواستم روی ویندوز یک سی‌دی رایت کنم. یک دفعه سیستم هنگ کرد و کل هارد کامپیوترم پرید.»

اگر خوب به این جوک دقت کنید می‌بینید اصلن جوک نیست چون هیچ چیز بامزه‌ای ندارد. جمله‌ی بالا برای کسی جوک است که از کامپیوتر سررشته داشته باشد و از ویندوز هم بدش بیاید. به این نوع جوک می‌گویند جوک عملی یا Prank. این نوع جوک در دایره‌ی محدودی از آدم‌ها بامزه، و در اصل بی‌مزه است.

به نوع خاصی از Prank که برای تحریک یک آدم استفاده می‌شود می‌گویند No Soap Radio. در این نوع جوک، اصولن چیزی خنده‌دار نیست. چند نفر یک جوک بی‌مزه می‌گویند تا واکنش یک نفر را که از موضوع بی‌خبر است، برانگیزند و بعد به او بخندند. مثلن دیده‌اید که بچه‌ها برای اذیت کردن یک بچه‌ی دیگر، درگوشی پچ‌پچ می‌کنند و بعد به او می‌خندند. در حالی که ممکن است در گوش هم هیچ چیزی هم نگویند و فقط ادای حرف زدن را در بیاورند. یا ممکن است یک جوک بی‌مزه بگویند و قرار بگذارند که بعد از تمام شدن جوک همه به آن بخندند تا آن کسی که از موضوع خبر ندارد گیج شود. به این نوع جوک می‌گویند No Soap, Radio.

چیزی که این چند روز زیر عنوان «لیست افتخارات وبلاگی من» در وبلاگ‌ها نوشته می‌شود یک جور جوک No Soap Radio از نوع بسیار بی‌مزه‌اش است. این بازی هدف خاصی ندارد. اگر از موضوع اصلی خبر نداشته باشید خنده‌دار هم نیست. افراد تنها برای این که نشان دهند «باحال» هستند در این بازی شرکت می‌کنند. دوستانی که در این بازی شرکت کرده‌اند شاید ندانند مکانیسمی که باعث خنده‌دار شدن این نوع جوک در انسان می‌شود همان مکانیسمی است که باعث بروز بعضی رفتارهای بی‌رحمانه هم می‌شود.

روی سخن من با وبلاگ خاصی نیست و امیدوارم کسی هم از من دل‌گیر نشود. فقط خواستم بگویم هم‌راه شدن با جمع لزومن کار جالب و به اصطلاح «باحالی» نیست. اول فکر کنید دلیل انجام کارتان و تبعات احتمالی آن چیست و بعد آن کار را انجام دهید.

تکمیلی: نوشته‌های دیگران در همین باره:
- سولوژن: «روزی که وبلاگستان حقیر بود.»
- گوش‌زد: «شکایت به که کنم؟»
- سرزمین رویایی: «یک رفتار شرم‌آور!»
- پارسا نوشت: «لیست افتخارات سلبریتی‌های مجازی»
- نازلی دختر آیدین: «رفتاری که با کورش ضیابری شد بی‌شرمانه بود.»
- زمستان است، کنار آتش: «لیست افتخارات و یک سری ماجرا»

keep looking »