چند روز پیش فرصت کردم که لینوکس را روی کامپیوتر جیبی‌ام نصب کنم. اکنون، یک کامپیوتر جیبی با دو سیستم عامل ویندوز و لینوکس دارم. فکر کردم خوبه کمی درباره‌ی لینوکس مناسب برای این سیستم‌ها و نحوه‌ی نصب آن توضیح بدم.

من دو سال پیش یک کامپیوتر جیبی iPAQ h1915 خریدم که با سیستم عامل Windows CE کار می‌کرد. سیست عامل ویندوز CE یک نسخه‌ی کوچک و سبک از ویندوز است که برای کامپیوترهای جیبی طراحی شده است. متأسفانه دستگاه من، یکی از مدل‌های نسبتن ارزان کامپیوتر جیبی است و به همین خاطر، لینوکس تا مدتی پیش با سخت‌افزار این دست‌گاه مشکل داشت. ولی خوش‌بختانه این مشکلات حل شده است. اسم توزیع لینوکس مناسب برای کامپیوترهای جیبی، Familiar Linux است.

نخستین گام، نصب Boot Loader است. فایده‌ی Boot Loader این است که وقتی سیستم را روشن می‌کنید، می‌توانید سیستم عامل را انتخاب کنید. مثلن در مورد دست‌گاه من: لینوکس یا ویندوز، مثل شکل زیر.

گام دوم نصب لینوکس و محیط گرافیکی آن است. من از لینوکس توزیع Familiar و محیط گرافیکی Opie استفاده کردم. برای کسانی که با لینوکس آشنا هستند باید بگویم که Opie همان KDE است، ولی برای کامپیوترهای جیبی. لینوکس را روی یک کارت حافظه نصب کردم و کارت را درون دست‌گاه گذاشتم و سیستم را بوت کردم. این هم یک عکس از بوت شدن دست‌گاه با لینوکس. در نهایت همه چیز به‌خوبی پیش رفت و من توانستم روی دست‌گاه، تتریس بازی کنم :).

ممکن است بپرسید که فایده‌ی این کار چیست. فایده‌اش این است که می‌توانید بیش‌تر نرم‌افزارهای لینوکس را روی کامپیوتر جیبی‌تان نصب کنید. اگر از ویندوز استفاده کنید، باید نسخه‌ی مخصوص ویندوز CE را بخرید. من خودم به چند نرم‌افزار احتیاج داشتم که گران بودند ولی اکنون مشابه آزاد آن‌ها را دارم.

ام‌روز یک چیز جالب دیدم که من را یاد مطلب چند روز پیش آقای سولوژن انداخت. ایشان درباره‌ی سافاری (Safari)، مرورگر پیش‌فرض در سیستم عامل مک، نوشته بودند و اشاره کرده بودند که فایرفاکس کند هست. اما یک چیز جالب: ظاهرن سافاری سرعت کامپیوتر شما را پایین می‌آورد.

وبلاگ Macenstein تست‌هایی برای مقایسه‌ی بین فایرفاکس و سافاری انجام داده. تست‌ها روی کامپیوتر‌های Power Mac دوپردازنده‌ای و Mac Pro چهارپردازنده‌ای انجام شده. نویسنده‌ی وبلاگ نشان داده که اگر مرورگر سافاری در زمینه باز باشه، حتا اگر کاری هم به کارش نداشته باشید، سرعت برنامه‌های دیگر به‌طور قابل ملاحظه‌ای کم می‌شه. البته فایرفاکس هم چنین تأثیری داره ولی نسبتن نامحسوس. مثلن یک پروژه‌ی After Effects که به‌طور عادی ۱۵۴ ثانیه طول می‌کشه، با باز بودن فایرفاکس ۱۶۰ ثانیه، و با باز بودن سافاری ۲۷۱ ثانیه طول کشیده.

البته من خودم تا حالا از سافاری استفاده نکرده‌ام. ولی گفتم شاید این مطلب برای دوستانی که از سافاری استفاده می‌کنند جالب باشه.

این هفته برای تحقیقات فضایی هفته‌ی مهمی هست، چون دو فضاپیما از کنار دو سیاره می‌گذرند. صبح یک‌شنبه، فضاپیمای روزتا (Rosetta) از کنار بهرام (مریخ) گذشت و صبح چهارشنبه، فضاپیمای افق‌های جدید (New Horizons) از کنار برجیس (مشتری) می‌گذرد.

فضاپیمای روزتا یک فضاپیمای اروپایی هست که سه سال پیش پرتاب شد و قرار است هشت سال دیگر روی سطح دنباله‌دار 67P فرود بیاد. این فضاپیما دی‌روز از نزدیکی بهرام رد شد. به این صفحه‌ی آژانس فضایی اروپا بروید و عکس زیبایی که روزتا مخابره کرده را ببینید. روزتا در لحظه‌ی عبور تنها ۲۵۰ کیلومتر با سطح بهرام فاصله داشت.

اما چهارشنبه، ساعت ۹ صبح به وقت تهران، فضاپیمای افق‌های جدید از کنار برجیس رد می‌شه. این فضاپیما یک سال پیش پرتاب شد و هشت سال دیگر به پلوتو می‌رسد. خب باید صبر کنیم تا عکس‌های این فضاپیما به زمین برسد. ولی اگر روی این فضاپیما بنشینید و با یک دوربین ۱۳۵ میلی‌متری از برجیس عکس بگیرید، چیزی شبیه شکل زیر را می‌بینید. من این عکس را با استفاده از شبیه‌ساز سامانه‌ی خورشیدی درست کردم.

ممکن است بپرسید که چه لزومی دارد که یک فضاپیما از نزدیک یک سیاره عبور کند. جواب این هست که این کار زمان مسافرت به سیاره‌های دوردست را کم می‌کند. موشک‌های ساخت انسان هنوز خیلی قوی نیستند. بنابراین اگر یک فضاپیما بخواهد تنها با استفاده از موشک به یک جای دور برود، احتمالن باید ده‌ها سال در راه باشد. ولی وقتی از کنار یک سیاره عبور می‌کند، با استفاده از نیروی جاذبه‌ی آن سیاره، سرعت‌اش زیاد و زمان سفر کم می‌شود.

تکمیلی: دوستان در نظرخواهی پرسیده‌اند که چرا با عبور یک فضاپیما از کنار یک سیاره، سرعت آن زیاد می‌شود؟ جواب من این هست: دقیقن به همان دلیلی که برخورد توپ تنیس با راکت سرعت آن را زیاد می‌کند. بگذارید به‌طور خلاصه بگویم یعنی چه. اگر یک راکت تنیس را ثابت نگه دارید، توپ با همان سرعتی که به آن می‌خورد، برمی‌گردد. اگر راکت را در خلاف جهت حرکت توپ تکان دهید، توپ با سرعتی بیش‌تر از سرعت اول‌اش برمی‌گردد. یک فضاپیما هم اگر از کنار یک سیاره‌ی ثابت بگذرد، سرعت‌اش زیاد نمی‌شود. ولی اگر فضاپیما در خلاف جهت حرکت یک سیاره به آن نزدیک شود، با سرعت بیش‌تری از آن دور می‌شود. اصطلاحن، مقداری از تکانه (اندازه‌ی حرکت) سیاره به فضاپیما منتقل می‌شود. توجه کنید که همه‌ی سرعت‌ها نسبت به خورشید سنجیده می‌شود.

ام‌روز، در نیوساینتیست مطلبی خواندم که خیلی برای‌ام جالب بود. مطلب درباره‌ی کاشی‌کاری پنروز (Penrose Tiling) در مسجدهای قدیمی هست. فکر کنم لازم باشه اول کمی درباره‌ی کاشی‌کاری پنروز توضیح بدم.

مفهوم کاشی‌کاری (Tiling) یعنی این که شما یک سطح را با تعدادی کاشی بپوشانید. مثلن اگر کاشی‌ها مربع شکل باشند، چیزی شبیه شکل زیر به دست می‌آید. همان‌طور که می‌بینید، این نوع کاشی‌کاری از یک الگوی تکراری پیروی می‌کند. به همین خاطر به این نوع کاشی‌کاری می‌گویند تناوبی (Periodic).

در سال ۱۹۷۳، راجر پنروز، فیزیک‌پیشه‌ی مشهور، یک سوآل مطرح کرد: آیا می‌شود سطحی را طوری کاشی‌کاری کرد که از یک الگوی تکراری پیروی نکند؟ جواب پنروز شکل زیر بود. همان‌طور که می‌بینید کل شکل از دو نوع کاشی لوزی‌شکل (rhomboidal) چاق (سبز) و لاغر (آبی) درست شده که البته از یک الگوی تکراری هم پیروی نکرده. به همین خاطر به این شکل، کاشی‌کاری غیرتناوبی (Aperiodic)  می‌گویند.

پس کاشی‌کاری غیر تناوبی در ریاضی تنها ۳۵ سال قدمت دارد. ولی نکته‌ی جالب این هست که در خیلی از مسجدهای قدیمی این نوع کاشی‌کاری روی دیوارها وجود دارد. برای مثال امام‌زاده درب امام در اصفهان یک نمونه‌ی دقیق از این کاشی‌کاری را دارد؛ امام‌زاده‌ای با بیش از ۴۰۰ سال قدمت. بنابراین، پنروز چیزی را کشف کرد که قرن‌ها قبل کشف شده بود.

مفهوم کاشی‌کاری غیرتناوبی یا شبه‌تناوبی کاربرد زیادی در فیزیک حالت جامد دارد. من اگر وقت کنم، بعدن کمی در این باره می‌نویسم.

منبع عکس: ویکی‌پدیا

مؤسسه‌ی گالوپ یک نظرسنجی انجام داده تا اثر دین، جنسیت، و نژاد را بر انتخابات آینده‌ی ریاست جمهوری آمریکا بسنجد. به همین خاطر از مردم سوآل شده که آیا به کاندیداهایی با ویژگی‌های زیر رأی می‌دهند؟ خودتان نتیجه را ببینید.


ویژگی کاندیدا بله خیر
کاتولیک ۹۵ ۴
سیاه‌پوست ۹۴ ۵
یهودی ۹۲ ۷
زن ۸۸ ۱۱
اسپانیایی‌تبار ۸۷ ۱۲
مورمون ۷۲ ۲۴
سه بار ازدواج کرده ۶۷ ۳۰
۷۲ ساله ۵۷ ۴۲
هم‌جنس‌گرا ۵۵ ۴۳
آته‌ایست ۴۵ ۵۳

خودتان به‌تر از من می‌دانید که وبلاگ‌های فارسی پر است از مطالبی در نقد تبعیض علیه زنان، هم‌جنس‌گرایان، و اقلیت‌های قومی و نژادی. ولی این‌طور که به نظر می‌رسد، وضع آته‌ایست‌ها از همه‌ی گروه‌های بالا خراب‌تر است (دست‌کم در ایالات متحد آمریکا). حدس من این هست که وضع در ایران از این هم بدتر باشد. باید یک فکری به حال خودم بکنم.

توضیح: لینک این نظرسنجی را در یک پست آقای شان کرول دیدم.

شاید آقای استیو بالمر (Steve Ballmer) را بشناسید. ایشان از سال ۲۰۰۰ مدیر اجرایی مایکروسافت بوده است، یعنی درست بعد از این که بیل گیتس از این سمت کنار رفت. این آقای بالمر به دلیل مهمل‌گویی‌های فراوانی که می‌کند، در دنیای نرم‌افزار آزاد بسیار آدم منفوری است. در واقع مقدار زیادی از وقت ایشان صرف حمله به شرکت‌های رقیب و البته لینوکس می‌شود. مثلن ایشان یک بار لینوکس را به سرطان تشبیه کرده بود و بار دیگر ایده‌ی نرم‌افزار آزاد را یک ایده‌ی کمونیستی نامیده بود. هم‌چنین ایشان یک بار گفته بود که در خانه اجازه نمی‌دهد بچه‌های‌اش از گوگل یا آی‌پاد استفاده کنند. البته هنرهای ایشان فراتر از این چند مورد است. یکی از مهندسان مایکروسافت که قصد داشت به گوگل برود ادعا می‌کند که وقتی موضوع را با بالمر در میان گذاشت، او با عصبانیت یک صندلی به طرف او پرت کرد و شروع به فحش دادن کرد. ایشان دو-سه روز پیش در آخرین اظهار نظر گفته است که وقت‌اش رسیده که لینوکس حقوق معنوی ویندوز را به رسمیت بشناسد.

حالا من در یوتیوب یک ویدیوی جالب و قدیمی از ایشان دیدم که مشغول تبلیغ برای روایت اول ویندوز است. اگر به یوتیوب دست‌رسی ندارید، می‌توایند ویدیو را از این‌جا داونلود کنید (فرمت mpg، حجم 2.3 مگابایت).

باز هم یک خبر جالب خواندم و گفتم خوب است خلاصه‌اش را این‌جا بنویسم. یک تحقیق نشان داده که حساسیت ما نسبت به کشته شدن یک انسان بیش‌تر از حساسیت ما نسبت به یک قتل عام هست. آقای پل اسلاویک (Paul Slovic)، محقق دانش‌گاه اورگان (Oregon)، این تحقیق را انجام داده.

اسلاویک می‌گوید:

ما همه‌ی تلاش‌مان را می‌کنیم تا یک قربانی را نجات دهیم، چه آن قربانی انسان باشد چه حیوان. ولی وقتی تعداد قربانی‌ها زیاد شود ما حساسیت خودمان را از دست می‌دهیم. واکنش ما نسبت به مرگ ۸۸ نفر فرقی با واکنش‌مان نسبت به مرگ ۸۷ نفر ندارد. این مدل ناراحت‌کننده است زیرا می‌گوید ارزش جان انسان‌ها یکی نیست و وقتی مشکل بزرگ شود، ما حساسیتی از خودمان نشان نمی‌دهیم.

اسلاویک به نسل‌کشی‌های ارمنستان، اوکراین، آلمان نازی، و روآندا اشاره می‌کند و می‌گوید:

ما باید بفهمیم که چرا این‌گونه هستیم که نسل‌کشی هنوز متوقف نشده است. اگر به این سوآل جواب ندهیم و چیزها را عوض نکنیم، شاهد قرنی خواهیم بود که دوباره نسل‌کشی در آن وجود خواهد داشت.

آقای اسلاویک قبلن هم در این زمینه تحقیق کرده بود. او یک بار به گروهی از افراد مورد آزمایش، عکس هشت بچه را نشان داد و گفت این‌ها برای درمان بیماری‌شان در مجموع به ۳۰۰هزار دلار نیاز دارند. یک بار دیگر عکس تنها یک بچه را نشان داد و گفت این بچه به ۳۰۰هزار دلار نیاز دارد. بیش‌تر افراد مورد آزمایش مایل بودند به آن بچه‌ی تکی کمک کنند.

در یک آزمایش دیگر او سه عکس به افراد مورد آزمایش نشان داد: عکس یک پسربچه‌ی گرسنه‌ی آفریقایی، عکس یک دختربچه‌ی گرسنه‌ی آفریقایی، و عکس این دو کودک با هم. افراد مورد آزمایش نسبت به عکس‌های تکی دل‌سوزی نشان دادند ولی شدت دل‌سوزی برای عکس دوتایی کم‌تر بود.

اسلاویک می‌گوید: «این یک تمایل روانی دردناک هست. ظرفیت ما برای دل‌سوزی محدود است، حتا برای دو نفر.»

منبع: Live Science

پلاگ‌این IP to Country را روی این وبلاگ نصب کردم. کار این پلاگ‌این تبدیل آدرس IP به نام کشورهاست. بنابراین اگر این‌‌جا کامنت بگذارید، کشور شما هم نشان داده می‌شود. البته اگر با یک ماشین دیگر تونل بزنید، طبیعتن محل شما اشتباه نشان داده می‌شود.

تکمیلی: آقای آرش در وبلاگ‌شان یک مسابقه ترتیب داده‌اند. اگر دوست داشتید، در آن شرکت کنید.

من در نوشته‌ی «مسئولیت اخلاقی در کار» مثالی را ذکر کردم که متأسفانه موجب تفسیرهای نادرستی شد. می‌خواهم یک بحث مشابه را مطرح کنم.

فرض کنید که من موفق به پیدا کردن روشی شده باشم که ویروس HIV را در بدن یک بیمار مبتلا به ایدز به کلی نابود کند. این روش نیازمند یک رژیم درمانی چهار ساله است. ولی ممکن است که من در اشتباه باشم و این روش جواب ندهد. مثلن ممکن است چیزی را غلط حساب کرده باشم، داده‌ها را غلط خوانده باشم، بیماران را درست معاینه نکرده باشم، و یا اطلاعات را خیلی بی‌حساب و کتاب تعمیم داده باشم. هم‌چنین ممکن است که من با منتشر کردن این روش یک اشتباه دیگر مرتکب شوم، حتا اگر این روش درست باشد، زیرا این روش خطرات جانبی زیادی دارد. برای مثال، ممکن است این ذهنیت غلط در بین هم‌جنس‌گراهای مرد پیدا شود که: «ایدز اکنون یک بیماری درمان‌پذیر است و دیگر جای نگرانی نیست.» بنابراین تعداد روابط جنسی بدون کانـدوم در این گروه زیاد می‌شود. حتا بدتر از آن، ممکن است به دلیل استفاده‌ی زیاد از این روش درمانی، ویروس نسبت به این روش مقاومت پیدا کند چون بیماران به دلیل اطمینان خاطر کاذبی که به دست آورده‌اند، دیگر درمان را خیلی جدی نگیرند.

نقل قول بالا از خانم پالینا اسونگر (Paulina Essunger) هست. ایشان یکی از دانش‌جویان آقای دن دنت (Dan Dennett)، فیلسوف مشهور، بود. آقای دن دنت با آوردن این نقل قول در کتاب Freedom Evolves، می‌گوید:

در بدترین حالت ممکن است شما درمانی برای ایدز داشته باشید، ولی راهی مسئولانه برای اعلام عمومی آن پیدا نکنید. ملامت کردن گروه‌های درخطر و یا کسانی که درمان را جدی نمی‌گیرند فایده‌ای ندارد، زیرا شما از اول می‌دانستید که انتشار کارتان چنین نتایجی به بار می‌آورد.

نظر شما چیست؟ آیا شما با آقای دن دنت موافق هستید؟ من که کاملن با ایشان موافق‌ام. ولی این‌جا یک سوآل پیش می‌آید. ممکن است بگویید: به هر حال هر چیزی خطراتی دارد و اگر ما این قدر سخت‌گیر باشیم، اصلن مگر می‌شود کاری کرد؟ خب این نتیجه‌گیری درست نیست. مثلن در مثال بالا قرار نیست پالینا کار روی درمان را رها کند. ولی اول باید مطمئن شود که این درمان واقعن نتیجه‌بخش است و بعد آن را اعلام کند.

منبع: Evolution Evolves, Dan Dennett, pp. 17-18

یک چیز جالب خواندم. از ۱۰۰ نفر بخواهید که یک عدد تصادفی بین ۱ و ۲۰ انتخاب کنند. به‌طور آماری، هر کدام از عددهای ۱ تا ۲۰ باید توسط ۵ نفر انتخاب شوند. درسته؟ نه! در واقعیت آدم‌ها تمایل بیش‌تری به انتخاب بعضی عددهای خاص دارند. در مورد مثال ۱ تا ۲۰، این عدد خاص ۱۷ هست.

وبلاگ Cognitive Daily این موضوع را به‌خوبی نشان داده. نویسنده‌ی این وبلاگ یک رأی‌گیری آنلاین انجام داده و از خواننده‌ها خواسته تا یک عدد بین ۱ و ۲۰ را انتخاب کنند. در مجموع ۳۴۷ نفر در رأی‌گیری شرکت کردند و ۱۸ درصد آن‌ها عدد ۱۷ و ۱۲ درصد آن‌ها عدد ۷ را انتخاب کردند.

می‌بینید؟ به نظر ما انسان‌ها بعضی عددها تصافی‌تر بقیه هستند.

تکمیلی: الآن دیدم وبلاگ شکر قبل از من در این باره نوشته بودند. نوشته‌ی ایشان را هم بخوانید.

keep looking »