دوست دارم از بحث پست قبل به یک نتیجهگیری کلی برسم. من برای شرکت در نظرخواهی چند دلیل داشتم که شما عزیزان تقریبن به همهی آنها اشاره کردید. ولی چند نکته در نظرهای شما توجه من را جلب کرد. دلیل اصل من برای شرکت در نظرخواهی، دفاع از دیدگاههای خودم هست. آقای پیمان میگویند:
«به نظر من بهتره شرکت کنی در نظرخواهی و از نظرت دفاع کنی. مثل پایاننامه که هر کی نظری میده و تو باید از پایاننامهی خودت حمایت کنی.»
اگر نوشتهی من توضیح واضحات باشد طوری که همه با من موافق باشند که دیگر دلیلی برای شرکت در نظرخواهی نیست. ولی اگر چند نفر با من موافق نباشند، من سعی میکنم از نظر خودم دفاع کنم. اما ظاهرن داستان به این سادگیها نیست. آقای نیما میگویند:
«من حس میکنم اینجا یه عده یه حالت ترس [...] نسبت بهت پیدا کردن و وقتی خودت نظرت رو راجع به یه چیزی میگی فکر میکنن جواب قطعی دادی و جرأت [...] ادامه دادن بحث رو ندارن [...]»
خود من هم نگران این موضوع هستم. در چند مورد دوستانی که با من اختلاف نظر داشتند و من با آنها بحث کردم، از من معذرت خواستند. در حالی که این دوستان حرف بدی نزده بودند که نیازمند معذرتخواهی باشد؛ فقط با من مخالف بودند. راستاش نمیدانم در این باره چه میشود کرد. مثلن آقای امیر میگویند:
«[...] درست نیست نظرت حالت اجبار داشته باشه. آخه الآن شما در موضع قدرتی و خوانندهها در سطح پایینتر. پس عقل سلیم به نظر من حکم میکنه که اگه نظری هم میدید صرفن حالت نظر باشه و نه اعمال قدرت.»
خب در این که من در این وبلاگ در موضع قویتر هستم، شکی نیست. ولی من چهطور میتوانم اعمال قدرت کنم؟ از دو راه:
- کامنتهای مخالف را سانسور کنم و مسئولیت آن را هم به عهده بگیرم.
- به خاطر برخورد نامناسب از طرف من و یا جو منفی وبلاگ، کسانی که مخالف هستند بهکلی از نظر دادن صرفنظر کنند.
خودتان بهتر میدانید که من تا حالا از مورد اول استفاده نکردهام. ولی پرهیز از مورد دوم اصلن کار سادهای نیست. من خودم در بعضی وبلاگها کامنت نمیگذارم چون حس میکنم نویسندهی وبلاگ خودبزرگبین است و به نظر خوانندگان اهمیت نمیدهد؛ به زبان خودمانی «خودش را میگیرد». از کجا معلوم دیگران دربارهی من چنین نظری نداشته باشند؟ قضاوتاش سخت است ولی میشود تا حدی از آن پرهیز کرد.
اول این که سعی میکنم همهی نظرها را با دقت بخوانم و فوری به آنها جواب ندهم تا وقت کافی برای فهمیدنشان داشته باشم. همچنین، سعی میکنم در نظرخواهی بحثها را به فرد نظردهنده تقلیل ندهم و اصطلاحن از بحثهای ad hominem پرهیز کنم. دیگر این که سعی میکنم برای بحثها تا حدی که عقلام میرسد دلیل بیاورم. بنابراین نمیگویم که چون فلان مدرک دانشگاهی را دارم و یا چون آینشتاین فلان حرف را زده است، پس درست میگویم. با این همه، چیزهایی هست که از کنترل من خارج هست. مثلن نمیدانم تأثیر زبانی که در نوشتن وبلاگ استفاده میکنم و یا موضوعاتی که انتخاب میکنم بر خواننده چه هست.
میخواهم نتیجه بگیرم که اگر به هر دلیلی احساس کردید حرف من نامفهوم و یا اصولن چرتوپرت است، لطفن در نظرخواهی بگویید. این تنها راهی است که میتوانید من را از اشتباه درآورید. اگر به هر دلیلی از این کار صرفنظر کنید، شانسی برای فهم حرف همدیگر نخواهیم داشت. ببخشید که طولانی شد.