خانم زهرا در کامنت‌های پست قبل گفتند که «چرا این‌جا مثل قبرستون شده؟» من هم برای این‌که این‌جا را از حالت قبرستون دربیارم، تصمیم گرفتم این پست را بنویسم. :)

گمان می‌کنم همه‌ی شما با کامپیز-فیوژن (Compiz-Fusion) کار کرده باشید و یا دست‌کم چیزهایی درباره‌ی آن شنیده باشید. من خودم هم قبلن یک پست دراین‌باره نوشته بودم. کامپیز یک مدیر پنجره‌ی تحت یونیکس و لینوکس است که از توابع OpenGL برای ایجاد جلوه‌های گرافیکی در دسکتاپ شما استفاده می‌کند.

متأسفانه کامپیوتر قبلی خودم آن‌قدر سریع نبود که بتوانم کامپیز را روی آن اجرا کنم. ولی از وقتی که کامپیوتر جدیدم را خریدم، توانستم کامپیز را روی‌اش اجرا کنم. برای این که این تجربه را با شما شریک شود، ویدیوی زیر را که از دسکتاپ کامپیوترم برداشتم، این‌جا می‌گذارم. می‌دانم

توضیح: من این ویدیو را با استفاده از برنامه‌ی recordMyDesktop با فرمت Theora ضبط کردم و بعد با استفاده از ffmpeg آن را به فرمت flv تبدیل کردم.

نزدیک یک ماه است که این‌جا چیزی ننوشته‌ام. راست‌اش از این بابت خیلی متأسف‌ام و باید سعی کنم مثل قبل کمی وقت صرف نوشتن وبلاگ کنم. به‌هرحال جناب محسن لطف کردند و من را به بازی کتاب‌ای نخوانده\نیمه‌خوانده دعوت کردند. راست‌اش به‌نظرم به‌تر بود که بازی را به کتاب‌های کامل خوانده عوض کنیم. آخر فهرست کتاب‌هایی که خوانده‌ام که خیلی کوتاه‌تر از فهرست کتاب‌های نیمه‌خوانده‌ام هست. :)

اما فهرست کتاب‌های نیمه‌خوانده‌، البته آن‌هایی که خوب یادم می‌آید، این‌ها هستند:
۱- بر باد رفته: چند بار به‌طور مذبوحانه تلاش کردم این کتاب را بخوانم. آن زمان شاید چهارده-پانزده سال داشتم. تلاش من نتیجه‌بخش نبود و نخواندم‌اش چون به‌نظرم خیلی آب‌گوشتی بود.

۲- بازگشت به خویشتن از علی شریعتی: اول دبیرستان بودم که درس «تعلیمات اجتماعی» یا یک هم‌چین چیزی داشتیم. دبیر این درس یک پروژه تعیین کرد. من رفتم از ایشان درباره‌ی یک منبع سوآل کنم که ایشان کتاب «بازگشت به خویشتن» از علی شریعتی را معرفی کرد. من یک مقداری که این کتاب را خواندم متوجه شدم که چیزها خیلی پراکنده است و انسجام خوبی ندارد. این‌جوری بود که دیگر سراغ کتاب‌های آقای شریعتی نرفتم.

۳- اتوبیوگرافی برتراند راسل: من همیشه پیش خودم افکار برتراند راسل را تحسین کرده‌ام. یک بار وقتی دانش‌جوی لیسانس بودم اتوبیوگرافی او را از کتاب‌خانه‌ی دانش‌گاه به امانت گرفتم تا بخوانم. متأسفانه انگلیسی کتاب برای‌ام خیلی سخت بود و به‌ناچار رهای‌اش کردم. حالا نمی‌دانم که انگلیسی کتاب سخت بود یا انگلیسی من خیلی ضعیف بود. شاید یک بار دیگر سعی کنم این کتاب را بخوانم.

۴- چه‌گونه انجیل را بخوانیم؟ (How to read the Bible) این کتاب را یکی از دوستان‌ام به من هدیه کرد و من هم بیش‌تر از سی‌-چهل صفحه‌اش را نخواندم. قسمت عمده‌ی کتاب ماست‌مالی داستان‌های عجیب و غریب داخل انجیل است. متأسفانه چون در مورد انجیل چیز زیادی نمی‌دانم، خیلی از این داستان‌ها برای‌ام ناآشنا بود و نتوانستم کتاب را خوب دنبال کنم.

۵- ساوت‌پارک و فلسفه (South Park and Philosophy): این کتاب درباره‌ی جنبه‌های فلسفی کارتون ساوت‌پارک است. نمی‌دانم کارتون ساوت‌پارک را نگاه می‌کنید یا نه. البته این کتاب را نمی‌توانم در دسته‌ی کتاب‌های نخوانده قرار دهم چون دارم می‌خوانم‌اش. ولی متأسفانه به‌خاطر کم‌بود وقت پیشرفت کندی دارم.

طبق معمول هر کس که برای این پست کامنت بگذارید به بازی دعوت است. :)