من خیلی وقت بود که درباره‌ی بحث اهدای خون سوآلی داشتم. شاید بدانید که در خیلی از کشورهای دنیا، فروش خون یک کار غیرقانونی است. سوآلی که برای من وجود داشت این بود که چرا با آزاد کردن فروش خون، مشکل کم‌بود خون را حل نمی‌کنند. به‌هرحال وقتی به اهداکنندگان خون پول بدهید، افراد بیش‌تری تشویق می‌شوند که خون‌شان را بفروشند. پس چرا در بعضی کشورها این‌قدر سعی می‌کنند که افراد را به اهدای خون تشویق کنند؟ ام‌روز، یک مقدار گوگل کردم و تقریبن جواب‌ام را گرفتم.

نکته این است که احتمال انتقال بیماری‌های عفونی وقتی که خون اهدا شود کم‌تر از وقتی است که به فروش برسد. این فرضیه شاید تاحدی قابل انتظار باشد ولی اصلن واضح نیست. برای اثبات این فرضیه باید داده‌های تجربی داشت. خوش‌بختانه این داده‌ها وجود دارد. در سال ۲۰۰۱، استراوس مقاله‌ای چاپ کرد که حاوی داده‌های تجربی ۳۰ سال بود. استرواس نشان داد که احتمال انتقال بیماری در افرادی که خون‌شان را در ازای پول می‌فروشند ۶۰ درصد بیش‌تر از افرادی است که خون‌شان داوطلبانه اهدا می‌کنند. یک تحقیق جدیدتر در کشور لیتوانی هم این نتیجه را تأیید می‌کند.

خلاصه من خیلی ساده‌انگار بودم که فکر می‌کردم فروش خون مشکل کم‌بود خون را حل می‌کند. حدس می‌زنم که اهداکنندگان خون اغلب با دلایل اخلاقی این کار را انجام می‌دهند و اگر بدانند که بیمارند از اهدای خون صرف‌نظر می‌کنند. در مقابل، کسانی که با هدف دریافت پول خون می‌دهند، ممکن است بیماری‌شان را مخفی کنند.

بنابراین در شرایطی که کم‌بود خون بحرانی نباشد، اهدای داوطلبانه‌ی خون کار معقول‌تری است. اگر کم‌بود خون بحرانی شود، فروش آن توجیه پیدا می‌کنند. در بعضی شرایط وخیم مثل آفریقای جنوبی که ۲۰ درصد جمعیت‌اش ناقل ویروس اچ‌آی‌وی است، احتمالن فروش خون هم دردی را دوا نمی‌کند. آفریقای جنوبی تنها کشوری است که در آن استفاده از خون مصنوعی مجاز است.

من این گروه گینزو (Ghinzu) را تازه کشف کرده‌ام. نمی‌دانم چه‌قدر معروف است. شاید هم معروف بوده ولی من چیزی ازشان نشنیده بودم. به‌هرحال آهنگ‌های خیلی خوبی دارند. آلبوم آخرشان با نام Blow مال سال ۲۰۰۴ است. یکی از آهنگ‌های‌شان را این‌جا می‌گذارم تا شما هم گوش کنید. اسم آهنگ هست: Do you read me

چند وقت پیش در سایت گیزمودو یک خبر جالب دیدم درباره‌ی نیوتون؛ ویروسی که روی سیستم عامل کامپیوترهای اپل، Mac OS، کار می‌کند. می‌توانید ویدیوی این ویروس را در سایت گیزمودو نگاه کنید. البته این ویروس بیش‌تر برای سرگرمی است وگرنه آسیبی به کامپیوتر نمی‌رساند. بگذارید برای کسانی که سرعت اینترنت‌شان کم است و شاید نتوانند این ویدیو را ببینند بگویم این ویروس چه کار می‌کند. ویروس نیوتون باعث می‌شود که آیکون‌ها و پانل‌های رابط گرافیکی سیستم عامل بیفتند پایین. حالا اگر لپ‌تاپ را کج کنید، آیکون‌ها مثل عکس زیر (منبع) در جهت جاذبه‌ی زمین سقوط می‌کنند. بگذارید کمی درباره‌ی طرز کار این ویروس توضیح بدم.

ویروس نیوتون روی کامپیوتر اپل

احتمالن مهم‌ترین سوآلی که برای‌تان پیش می‌آید این است که ویروس نیوتون چه‌طوری جهت جاذبه را تشخیص می‌ده. موضوع این است که بعضی لپ‌تاپ‌ها یک حس‌گر دارند برای اندازه‌گیری شتاب به‌نام شتاب‌سنج (Accelerometer). فایده‌ی شتاب‌سنج این است که اگر لپ‌تاپ از دست‌تان افتاد، هارددیسک‌تان آسیب نمی‌بیند. چه‌طوری؟ فرض کنید که لپتاپ از دست‌تان بیفتد و هارد کامپیوتر مشغول خواندن یا نوشتن باشد. وقتی لپ‌تاپ زمین خورد، هد هارددیسک تکان می‌خورد و هم هاردتان خراب می‌شود و هم اطلاعات روی آن آسیب می‌بیند. برای جلوگیری از این اتفاق ناگوار، لپ‌تاپ در هر لحظه شتاب را اندازه می‌گیرد و اگر تشخیص دهد که دارد سقوط می‌کند، بلافاصله هارد را از کار می‌اندازد. خیلی جالب هست، نه؟

البته این تکنولوژی مختص لپ‌تاپ‌های اپل نیست. این تکنولوژی در سال ۲۰۰۳ توسط آی‌بی‌ام ابداع شد. تقریبن همه‌ی لپ‌تاپ‌های لنوو و فوجیتسو هم ‌این تکنولوژی را دارند. می‌دانم که لپ‌تاپ‌های گران تر اچ‌پی و دل هم این تکنولوژی را دارند ولی از مارک‌های دیگر خبر ندارم. اگر لپ‌تاپ شما شتاب‌سنج داشته باشد، موقع کج شدن می‌توانید زاویه‌ی آن را به‌طور تقریبی از روی اطلاعات شتاب‌سنج بخوانید. ویروس نیوتون این داده‌ها را می‌خواند و حساب می‌کند که آیکون‌ها باید چه‌گونه سقوط کنند.

خبر خوب این است که برای خواندن اطلاعات شتاب‌سنج نیازی نیست که حتمن سیستم عامل مک یا ویندوز داشته باشید. هسته‌ی لینوکس نسخه‌ی ۲٫۶ هم درایورهای لازم را برای دریافت داده‌های شتاب‌سنج دارد (دست‌کم برای لپ‌تاپ‌های لنوو). من برای نشان دادن این موضوع، دی‌روز نشستم و با اوپن‌جی‌ال (OpenGL) یک برنامه‌ی ساده و کوچک نوشتم. این برنامه داده‌های لازم را از درایور لینوکس می‌خواند و بر اساس آن یک مربع را حرکت می‌دهد.

این هم نمونه‌ی دیگر که البته کار من نیست. اسم این برنامه hdaps-gl است که هم‌راه لینوکس می‌آید.

تکمیلی: اگر دوست دارید می‌توانید متن برنامه‌ای را که نوشته‌ام دانلود کنید. این برنامه را براساس یکی از برنامه‌های وب‌سایت NeHe نوشتم. ببخشید که یک مقدار درهم‌برهم است.

خبر البته زیاد جدید نیست، ولی چون دست‌کم برای خودم جالب بود گفتم شاید بد نباشد این‌جا بنویسم‌اش. چند روز پیش، وزارت دفاع بریتانیا حجم زیادی از سندهای مربوط به اشیای پرنده‌ی ناشناس (UFO) را منتشر کرد. این سندها مربوط اتفاق‌هایی است که در سال‌های ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۲ افتاده است. حجم کلی این اسناد چیزی بیش از ۲۰۰ مگابایت با فرمت پی‌دی‌اف است. من همه‌ی فایل‌ها را دانلود کردم تا شاید سر فرصت یک نگاهی به‌شان بیندازم. اگر شما هم علاقه‌مند هستید، به این صفحه در آرشیو ملی دولت بریتانیا بروید و فایل‌ها را دانلود کنید.

یک موقعی در دوران دبیرستان در درس جبر می‌گفتند که عمل‌گر جمع دارای خاصیت شرکت‌پذیری است. یعنی:

a+(b+c) = (a+b)+c

غافل از این که این خاصیت لزومن در کامپیوتر صادق نیست؛ مثل این:

1+(-1+1e-16)!=(1-1)+1e-16

احتمالن خودتان به‌تر از من می‌دانید که دلیل این تفاوت خطای گرد کردن (Round-off) کامپیوتر است چون کامپیوتر در محاسبه‌های اعشاری دقت محدودی دارد. خب تا این‌جا مشکل خاصی نیست. تنها باید حواس‌تان به خطای گردکردن باشد.

ولی حالا فرض کنید که یک برنامه‌ی کامپیوتری نوشته‌اید و می‌خواهید آن را کامپایل کنید. معمولن کامپایلرها یک سری پارامتر ورودی دارند به‌نام پرچم (Flag). بعضی از این پرچم‌ها برای بهینه کردن سرعت اجرای برنامه هستند. مثلن در کامپایلر گنو، GCC، باید از پرچم O3 استفاده کنید تا برنامه‌تان برای اجرای سریع‌تر بهینه شود. متأسفانه پرچم O3 ممکن است باعث شود که کامپایلر ترتیب جملات در یک فرمول ریاضی را عوض کند. خاصیت شرکت پذیری هم که دیگر وجود ندارد. احتمالن نتیجه را می‌توانید حدس بزنید.

اگر سعی کنید که با کامپیوتر یک مسأله‌ی غیرخطی را شبیه‌سازی کنید، استفاده از پرچم‌های بهینه‌سازی در کامپایلر ممکن است نتایج را عوض کند.

ام‌روز در سی‌نت، یک خبر تأسف‌آور خواندم. تام یورک، خواننده‌ی اصلی گروه ریدیوهد، در یک مصاحبه گفته که دیگر تجربه‌ی آلبوم در رنگین‌کمان‌ها را تکرار نمی‌کنند. ایشان گفته است:

فکر می‌کنم که آن کار پاسخی ویژه به یک موقعیت خاص بود. این یکی از آن موقعیت‌هایی بود که همه از ما می‌پرسیدند که می‌خواهید چه‌کار کنید. من فکر نمی‌کنم که کار ما هم‌آن تأثیر اولیه را داشته باشد اگر تصمیم بگیریم که دوباره چیزی را به رایگان به همه بدهیم. آن کار مربوط به یک لحظه‌ی خاص بود.

فکر می‌کنم ترجمه‌اش این بشود: ما آن آلبوم را منتشر کردیم تا ببینیم چه‌قدر فروش می‌کند. فروش‌اش آن‌طور که حدس می‌زدیم خوب نبود، پس دیگر آن کار را تکرار نمی‌کنیم.

راست‌اش من موقعی که می‌خواستم آلبوم در رنگین‌کمان‌ها را دانلود کنم ۱۲ دلار دادم. از یک طرف از این قیمت راضی بودم چون با خودم فکر کردم که برای خرید سی‌دی این آلبوم احتمالن باید ۲۰ دلار می‌دادم. از طرف دیگر با خودم فکر کردم که باید از حرکت این گروه حمایت کرد. ولی حرف‌های آقای تام یورک ناامیدکننده بود.

من این را درک می‌کنم که گروه ریدیوهد به‌عنوان خالق یک اثر هنری حق دارد که درباره‌ی چگونگی عرضه‌ی آلبوم‌های‌اش تصمیم بگیرد. این را هم درک می‌کنم که هر کسی دوست دارد بابت زحمت‌اش پول بیش‌تری دربیاورد. ولی نمی‌دانم چرا آن موقع یک مقداری جوگیر شدم و فکر کردم ریدیوهد به دگرگون کردن صنعت پخش موسیقی می‌اندیشد. از شما چه پنهان موقع خواندن خبر بالا تصمیم گرفتم که دیگر نه سی‌دی جدیدی از ریدیوهد بخرم و نه آهنگ جدیدی از آن‌ها دانلود کنم.