چند روز پیش کتاب ریچارد داکینز، The God Delusion، را برداشتم تا یک نگاهی به‌اش بیندازم. در فصل هفتم این کتاب مطلبی هست درباره‌ی عهد عتیق. عهد عتیق مجموعه‌ای از چند کتاب است که ما بخشی از آن را با نام تورات می‌شناسیم؛ البته تورات همه‌ی عهد عتیق نیست. یکی از کتاب‌های عهد عتیق کتاب پیدایش (Genesis) است. کتاب پیدایش داستان‌های زیادی را نقل می‌کند که بعضی از این داستان‌ها در قرآن هم آمده است.

ریچارد داکینز در کتاب‌اش به تعدادی از داستان‌های کتاب پیدایش اشاره می‌کند که من دوست دارم یکی از آن‌ها را این‌جا بنویسم: داستان ابراهیم و هم‌سرش ساره. این داستان در باب دوازدهم کتاب پیدایش نقل شده است:

(۱۰) و در آن سرزمین قحطی شد، پس [ابراهیم] به مصر رفت در در آن‌جا زندگی کند. (۱۱)، (۱۲)، و (۱۳) وقتی به مرز سرزمین مصر رسید به [ساره] گفت: «تو زن زیبایی هستی و اگر مردم مصر بفهمند که من شوهر تو هستم، برای تصاحب تو مرا خواهند کشت؛ اما اگر بگویی خواهر من هستی، به‌خاطر تو با من به مهربانی رفتار خواهند کرد و جان‌ام در امان خواهد بود.» (۱۴) وقتی وارد مصر شدند، مردم آن‌جا دیدند که [ساره] زن زیبایی است. (۱۵) عده‌ای از درباریان فرعون [ساره] را دیدند و در حضور فرعون از زیبایی او بسیار تعریف کردند. فرعون دستور داد تا او را به قصرش ببرند. (۱۶) آن‌گاه فرعون به‌خاطر [ساره] هدایای فراوانی [را] از قبیل گوسفند، گاو، شتر، الاغ، غلامان، و کنیزان به [ابراهیم] بخشید. (۱۷) اما خداوند فرعون و تمام افراد قصر او را بلایای سختی مبتلا کرد زیرا [ساره] زن ابراهیم را به قصر خود برده بود. (۱۸) فرعون [ابراهیم] را به نزد خود فرا خواند و به او گفت: «این چه کاری بود که با من کردی؟ چرا به من نگفتی که [ساره] زن توست؟ (۱۹) چرا او را خواهر خود معرفی کردی تا او را به زنی بگیرم؟ حال او را بردار و از این‌جا برو.» (۲۰) آن‌گاه فرعون به مأموران خود دستور داد تا [ابراهیم] و هم‌سرش را با نوکران و کنیزان و هر آن‌چه داشتند رواند کنند.

با خواندن داستان بالا چند نکته به ذهن‌ام رسید:

  1. در این داستان ابراهیم سعی می‌کند با حقه‌بازی با نان‌ونوایی برسد.
  2. در این داستان ساره مثل یک وسیله دست‌به‌دست می‌شود و ظاهرن خودش قدرت حرف زدن ندارد.
  3. با این که حقه‌بازی از طرف ابراهیم بود و فرعون خبر نداشت که ساره هم‌سر ابراهیم است، خداوند «فرعون و افراد قصر او» را دچار عذاب کرد.
  4. بر خلاف تصور ابراهیم، فرعون نه تنها او را نکشت که نوکران و کنیزانی را که به او داده بود از او نگرفت.

حالا با این وصف، به‌نظر شما ابراهیم بیش‌تر شایستگی پیامبری داشت یا فرعون؟

توضیح: لینک ترجمه‌ی فارسی کتاب عهد عتیق را در وبلاگ رادیوسیتی پیدا کردم که باید از نویسنده‌اش، خانم رها، تشکر کنم.

خب، من هم بالاخره سی‌سال‌ام شد.

خبرگزاری اونیون (پیاز) یک خبرگزاری فکاهی است که اخبار روز را به‌زبان طنز می‌نویسد. دی‌روز که داشتم سایت دیگ را مرور می‌کردم، در بین کامنت‌های مردم یک لینک دیدم به مقاله‌ای قدیمی از سایت اونیون. به‌نظرم مقاله‌ی جالبی رسید و گفتم خوب است بخشی از آن را این‌جا بگذارم.

مقاله‌ی سایت اونیون طنزی است درباره‌ی سیاست‌های جورج بوش قبل از ورود به کاخ سفید. تاریخ مقاله ۱۷ ژانویه‌ی ۲۰۰۱ است؛ یعنی دقیقن سه روز قبل از اولین مراسم تحلیف جورج بوش. نگاه کنید پیش‌بینی‌های سایت اونیون چه‌قدر دقیق هستند. :)

بوش درباره‌ی جنگ می‌گوید:

در طی یک نطق ۴۰دقیقه‌ای، بوش قول داد که به قحطی شدید جنگ مربوط به دوران کلینتون خاتمه دهد. او به شهروندان اطمینان داد که در طی چهار سال آینده، کشور دست‌کم وارد یک جنگ در سطح جنگ [اول] خلیج [فارس] شود.

«شما به‌تر است مطمئن باشید که در دوران مسئولیت من، بالاخره یک زمانی با کسی درگیر می‌شویم». بوش که تصمیم دارد بودجه‌ی نظامی را ۲۵۰ درصد زیاد کند گفت: «برخلاف سلف خودم، من خود را متعهد می‌دانم که سربازان را در موقعیت جنگی قرار دهم. وگرنه فایده‌ی داشتن ارتش چیست؟»

بوش درباره‌ی اقتصاد هم می‌گوید:

بوش قول داد که با کاهش گسترده‌ی مالیات، کساد را به اقتصاد بازگرداند، که نتیجه‌ی آن رکود اقتصادی است، که نتیجه‌ی آن افزایش شدید مالیات‌هاست، که نتیجه‌ی آن کاهش مصرف است، که نتیجه‌ی آن تعدیل نیروی انسانی [در مشاغل] است، که نتیجه‌ی آن رکود اقتصادی بیش‌تر است.

می‌بینید؟ بعد از هشت سال معلوم میشه پیش‌بینی‌های سایت اونیون زیاد هم بی‌راه نبوده‌اند.