به‌یادماندنی‌ترین خاطره‌ی من، مناظر پیش چشم ما بود. در بین تمام آن مناظر فوق‌العاده، تأثیرگذارترین لحظه وقتی بود که وارد سایه‌ی ماه شدیم. ما هنوز هزاران مایل از ماه فاصله داشتیم ولی قرص ماه آن‌قدر بزرگ بود که کل پنجره‌ی گرد ما را بپوشاند. آن جایی که ما بودیم ماه جلوی نور خورشید را گرفته بود، ولی تاج خورشید، مثل یک نور عظیم بشقاب‌مانند، چندین برابر قطر ماه امتداد یافته بود. منظره‌ی اعجاب‌آوری بود و ماه هم چیزی از آن کم نداشت. ما در سایه‌ی آن بودیم و به هم‌این خاطر هیچ جای آن با نور خورشید روشن نشده بود. تنها درخشش زمین بود که ماه را روشن کرده بود. رنگ ماه آبی-خاکستری به‌نظر می‌رسید و کل منظره حالتی سه‌بعدی داشت.

من کاملن هشیار بودم، هشیار از لحاظ دید، که ماه یک کره است نه یک دیسک. به‌نظر می‌رسید که ماه داشت گردی‌اش را به نشانه‌ی خوشامدگویی به ما نشان می‌داد، و شباهتی که به زمین خودمان دارد. من مطمئن بودم که ماه یک میزبان مهمان‌نواز خواهد بود. آخر خیلی وقت بود که ماه برای اولین بازدید‌کنندگان‌اش منتظر مانده بود.

نقل قول بالا از اولین انسانی که بر روی ماه فرود آمد، نیل آرمسترانگ، بود. این نقل قول را از کتاب Eyewitness to Science برداشتم که مجموعه‌ای از روایت‌های مربوط به شخصیت‌های تاریخ علم است. ام‌روز چهل‌امین سال‌روز فرود اولین انسان‌ها روی ماه بود. راست‌اش را بخواهید خیلی دوست دارم که زنده باشم و روزی فرود اولین انسان‌ها روی مریخ را ببینم.