May
20
اگر خانم بلکمور را نمیشناسید، ایشان یک روانشناس و متفکر انگلیسی است که کتابهایی هم نوشته است. ایشان در سایت روزنامهی گاردین (The Guardian) یک وبلاگ دارد. به شما هم توصیه میکنم وبلاگ ایشان را بخوانید.
ایشان میگوید: «بیشتر شما فکر میکنید، بازیافتن بینایی یک تجربهی بسیار دلپذیر است چون فردی که مدتها از این توانایی محروم بوده میتواند به جهانی پر از رنگ، عمق، حرکت، و چهره نگاه کند و زندگی بهتری داشته باشد. این به این خاطر است که شما فکر میکنید دیدن کار سادهای است. در حالی که این دیدگاه غلط است. بینایی نیازمند حجم عظیمی از پردازش مغزی است که برای کسی که تازه بینا شده خیلی سخت است. پروندههای موجود در مورد این افراد اغلب حاوی داستانهای غمانگیزی چون ترس، افسردگی، و حتی خودکشی پس از بازیافتن بینایی است.»
خام بلکمور از تجربهی دیدارش با فردی به نام مایک می صحبت میکند که تازگیها بیناییاش را به دست آورده است. در این دیدار مایک چیزهای جالبی میگوید. مثلن برای مایک که درکاش از اتوموبیل یک چیز بزرگ بود، سخت است که بفهمد چرا ماشینها از بالای یک آپارتمان کوچک بهنظر میرسند. یا این که پیچیدگی چهرهی آدمها برای او قابل تصور نبود و میگفت وقتی چهرهی آدمها را لمس میکردم بهنظر خیلی سادهتر میرسید.
اگر وقت کردید مطلب کامل را بخوانید.
منبع: Sue Blackmore’s Weblog