Jan
16
مؤسسهی Edge هر سال یک سوآل مطرح میکند و از متفکران معروف در زمینههای مختلف میخواهد که به آن جواب دهند و در آخر جوابها را بهصورت یک کتاب منتشر میکند. سوآل پارسال این بود: ایدهی خطرناک شما چیست؟ یکی از پاسخدهندگان دانیل دنت (Daniel Dennett)، فیلسوف آمریکایی، بود. آقای دنت در جواب این سوآل بحث بسیار جالبی را مطرح میکند دربارهی غرق شدن نسل بشر در اطلاعات. میخواهم بهطور خلاصه دربارهی نظر آقای دنت صحبت کنم.
فردی مثل ابوعلیسینا را در نظر بگیرید. این فرد تقریبن تمام علوم زمان خودش را میدانست چون گسترهی علوم در زمان ابوعلیسینا آنقدر محدود بود که یک نفر با صرف سالیان دراز میتوانست همه چیز را فرا بگیرد. واضح هست که وضعیت دنیای امروز خیلی متفاوت هست. باهوشترین افراد در دنیای امروز تنها میتوانند بخش کوچکی از دانش بشری را فرابگیرند. معنی این حرف چیست؟ معنیاش این است که نسل بشر در دنیای امروز نیازمند همکاری و کار گروهی است و دیگر یک نفر کاری از پیش نمیبرد. اما معنی کار گروهی چیست؟ کار گروهی یعنی این که تعدادی مغز با هم روی یک مسألهی واحد کار میکنند. اما توان یک گروه هم محدود است. از نظر تئوری، توان فکری یک گروه حداکثر برابر جمع توان فکری اعضای آن است. با این دیدگاه توان فکری کل نسل بشر هم محدود است و برابر است با توان فکری شش میلیارد انسان. آیا حجم اطلاعات بشر هم محدود است؟
اطلاعات بشر دستکم در دهههای اخیر به صورت نمایی زیاد شده است. آهنگ انباشت اطلاعات خیلی سریعتر از آهنگ افزایش جمعیت است. بنابراین نسل بشر بهزودی به مرحلهای میرسد که از اطلاعات اشباع میشود و دیگر مغز کافی برای پردازش این اطلاعات وجود نخواهد داشت. آیا راه حلی هم وجود دارد؟ دو احتمال وجود دارد.
۱- نسل بشر دچار توقف میشود و دیگر نمیتواند اطلاعات را بهسرعت پردازش کند.
۲- بشر از ماشینهای هوشمند کمک میگیرد. به تدریج ماشینها به جای انسان فکر میکنند.
هر دوی سناریوهای بالا ترسناک هستند، نه؟ واقعیت این است که ما تنها یک راه برای نجات از این وضعیت داریم. باید راهی برای جدا کردن اطلاعات مفید از اطلاعات بهدردنخور پیدا کنیم. مغز انسان در گذشته کالای ارزشمندی نبود چون عدهی کمی از انسانها برای همه فکر میکردند. ارزش این کالا در آینده خیلی بیشتر خواهد بود و به همین خاطر نباید آن را با چیزهای بیفایده پر کرد.
شاید گستردهٔ دانش بشر به صورت نمایی پیشرفت کنه، اما سرمایهگذاریهایی که برای مدیریت این گستردهٔ دانش هم میشه روز به روز در حال پیشرفته. در ضمن خیلی از اطلاعاتی که تا زمان معینی جزو اطلاعات حساب میشدهاند، بعد از مدتی به بایگانیها سپرده میشند و عملاً دیگه قرار نیست که به عنوان اطلاعاتی که باید دونسته بشه بهش نگاه کرد.
عملاً یک سری از اطلاعات حذف میشه و جای خودشون رو به اطلاعات جدیدی میدند که بر اساس نتایجی که از اطلاعات گذشته به دست اومده، شکل گرفتهاند. نمونهاش علم طب میمونه. خیلی مسایل توی طب سنتی بوده که الآن پزشکان ما نمیدونند. اما بر اساس نتایج طب سنتی و تحقیقات دانش جدیدی تولید شده که پزشکای ما اونها رو در عوض میدونند. دربارهٔ پر شدن مغز انسانها هم توی وبلاگم یک پست داده بودم.
http://chapine.blogspot.com/2006/12/blog-post_18.html
حواسم نبود دستم خورد به Enter واسه خودش فرستاد بالا کامنتم رو. هنوز حرفم تموم نشده بود! :دی
خیلی پست خوبی بود. جداً آدم رو به فکر میبره. نکنه همین اطلاعات که اهرم قدرت شناخته میشه، چیزی باشه که باعث جلوگیری از پیشرفت بشر باشه. من این ایده که بشر ممکنه توی اطلاعاتش غرق بشه رو اینطوری نگاه میکنم که ممکنه افرونی اطلاعات بشر باعث بشه که از عهدهٔ درک مسایل نوین بر نیاد. اونقدر پیشرفته بشه و اونقدر عدم اطمینانها و احتمالات دخیل بشند که انسان به جایی برسه که همهجا براش تاریکه. همهچی عدم قطعیته! حتی زمان حاضر و حتی اطلاعاتی که از حواسش درک میکنه. اونجاست که میشه با صدای بلند گفت: «وای! چه توهّمی!»
خیلی جالب بود. این کامنت شماره یک هم جالبه.
البته زمین برای بیش از 6 میلیارد جا داره و در ضمن الان مغز خیلی از همین 6 میلیارد نفر آکبند مونده و حتی باهوش ترین آدمها هم نمیتونی بگی که از ظرفیت مغرشون کامل استفاده کردن.
یک حالت حدی هست ولی به هر حال ممکنه یک زمانی ÷یش بیاد.
با يك قسمت (يعني شماره يك) موافق نيستم:
1) نسل بشر دچار توقف میشود و دیگر نمیتواند اطلاعات را بهسرعت پردازش کند.
به نظرم دچار توقف نميشه و حداكثرش اين خواهد بود كه همه با حداكثر توانشون كار كنن. اين باعث ميشه كه از يك جا به بعد قسمتي از اطلاعات پردازش نشن نه اين كه نتونه اطلاعات رو به سرعت پردازش كنه. و اما اين كه اگه اطلاعات همگي پردازش نشن چه اتفاقي ميافته، موضوع ديگهايه. شايد از اون به بعد رشد توليد اطلاعات به اندازهي قبل نباشه؟
من روبوتیک خیلی دوست دارم.در این زمینه هم یه خبر چند وقت پیش خوندم که یکی از این مخ ها که در رده های بالا هم هست گفته بود نمیشه روبوت های فرا هوشمند ساخت و ما خودمونم بکشیم روبات ها هرگز به پای مغز انسان نمی رسند.حالا یه نظریه از خودم:شما مغز حودتو با کامپیوتر می سنجی و می گی یه روز هنگ میکنه؟بعدشم گفتید که اطلاعات زیادمغز رو اشباع می کنه و مغز نمی تونه دیگه پردازش کنه اتفاقا من واسه خودم از مغز تعبیر خاصی دارم اونم اینه که مغز پله پله هست که طول و عرض این پله ها زیاده منظورم مساحت و ارتفاع پله هست و وقتی اطلاعات ما همه ی یه پله رو در بر می گیره یه دفعه پرت میشیم رو پله ی بعدی مثل انیشتین که نظریه ی نسبیتو داد.اون مثلا یه پله رفت بالا حالا ما هنوز تو فیزیک تو همون پله ایم.پله رو قتی میشه بعدیشو رفت که پله ی قبلی تموم شده باشه.با این حساب کلی پله هست که چون ارتفاع پله ها زیاده ماپشت پله ی بعدی رو دیوار میبینیم نه پله.واسه همین هر چی بیشتر تو مغز بریزیم و تحلیل کنیم سریعتر راه ورود به مرحله جدیدو پیدا میکنیم.ببخشید خیلی حرف زدم.میگم نظر ندم ستگین ترم.راستی فکر کرده بودم بلاگ رولینگ فیلتره ولی نبود دیگه الان رفتم پینگ کردم ولی تغییری این بغل اتفاق نیافتاد!
سلام . ميخواستم نظر شما رو در مورد تبادل لينك بدونم. ممنون.
ايده جالبي است (منظورم پاراگراف آخر است). قبلن “عصر جديد” هم درباره تكينگي فناوري استنتاج جالبي كرده بود كه فكر ميكنم مكانيزه ايده شماست:
http://newtime.microblog.info/archives/2006/12/oeuoe_uuoeuoeu.php
آقا من مالیخولیا شدم فک کنم . نترسون مارو .
به نظرتون توانایی ذهن بشر زیاد نمیشه؟ یعنی بشر امروز همونقدر توانایی پردازش اطلاعات داره که مثلا دویست سال پیش، سیصد سال پیش یا حتی هزار سال پیش داشته؟
برای چپینه: البته صحبتهای شما همه درست هستند. ولی با این وجود مشکل سر جایاش هست. سرعت افزایش علم در قرن اخیر نمایی بود، ولی این وضع نمیتونه برای همیشه دوام داشته باشه.
برای امیر: بله! منظور آقای دنت هم همون حد تئوری هست.
برای روزبه: راست میگید. من خیلی دقیق نگفتم. روند رشد نمایی تبدیل به خطی میشه. به نظر من این اتفاق خیلی بهتر از توقف نیست.
برای پگاه: خوب من زیاد با شما موافق نیستم. من هم دوست ندارم که مغزم محدودیت داشته باشه، ولی متأسفانه همهی شواهد نشان میده که داره.
برای امیرمسعود: در صفحهی «دربارهی وبلاگ» برای این سوآل یک جواب نوشتم.
برای پی کو لو: ایدهی من که نه! ایدهی آقای دنت، هر چند خیلیها دربارهی هوش ماشینی حرف زدهاند.
برای زیر متن: چرا باید شما رو بترسونم؟
برای سیاوش: فکر نکنم مغز یک آدم امروزی با یک آدم ۵۰۰ سال پیش فرقی داشته باشه. چیزی که فرق داره آموزش مغز هست. مغز یک آدم امروزی حجم بسیار بیشتری از دانستهها داره که با اونها اطلاعات جدید را راحتتر پردازش میکنه. ولی این حجم دانستهها نمیتونه نامحدود باشه.
من میگم پیشرفت علم با افزایش توانایی بشر برای آموزش مغز کمک میکنه به افزایش توانایی مغز و شاید افزایش ظرفیتش. مثلا مهندسی ژنتیک یا متدهای مشابه که من بلد نیستم! نمیتونه؟ توانایی پردازش مغز انسان نا محدود نمیشه، ولی تو هیچ دوره ای اطلاعات نامحدود به خورد مغز داده نشده. حتی اگه اطلاعات واقعا نامحدود باشن.
moteshakeram be khatere siteaye khoobi ke migin
کمک گرفتن از ماشینهای هوشمند خطرناک نیست. اگر این اتفاق بی افتد من همه اش می توانم بشینم بستنی بخورم
من فكر ميكنم ان كسي كه بشر را افريد و از روح خودش در ان دميد توانايي ماميتواند در حد همان باشد و فقط بايد به تمام اسرار هستي پي ببريم پردازش وحجم مغزما ميتواند تمام علوم را درك كندواگرهم از ماشين هاي هوشمند استفاده كنيم انها حاصل فكر و انديشه بشرهستند