May
2
شاید همهی ما بخواهیم روشنفکر باشیم. ولی برای منِ وبلاگنویس، نوشتههای روشنفکرانه از نان شب هم واجبتر است. هرچه باشد، شما که من را نمیشناسید. پس، من چارهای ندارم جز این که روشنفکر باشم. اما چهطور؟
اولین گام برای روشنفکری متفاوت بودن است. برای متفاوت بودن کافی است که با هر چیزی مخالفت کنید. یعنی اگر کسی حرفی زد، زیاد به درستی آن حرف فکر نکنید. ببینید آیا میشود از آن حرف غلطی بیرون کشید یا نه؟ اگر نتوانستید غلطی پیدا کنید، بهتر است سکوت کنید. ولی اگر موفق به پیدا کردن غلط شدید، باید برای گام دوم، حمله، آماده شوید.
دومین گام روشنفکری، حمله به مخالف است. توجه کنید که این مرحله خیلی حساس است، چون اگر دقت نکنید ممکن است خودتان طعمهی روشنفکران دیگر شوید. در حمله، شما باید غلط فرد مقابل را بگویید ولی نگویید درستاش چیست. مثلن، اگر کسی در وبلاگاش بگوید که «ماست سفید است»، شما برای مخالف هرگز نگویید که ماست سیاه است. بهجایاش بگویید: «فلانی آنقدر نادان است که فکر میکند ماست سفید است». ولی اگر اشتباه بکنید و نظرتان را راست و پوستکنده بگویید، روشنفکران دیگری که در کمین هستند به شما حمله میکنند.
حالا که در پیاده کردن دو گام بالا مهارت کافی را بهدست آوردید، باید به فکر روشهای پیچیدهتری مثل «مخالفت عمیق» باشید. بگذارید با یک مثال توضیح دهم؛ مثال فیلم سیصد.
خیلی از وبلاگها با فیلم سیصد مخالف بودند. خوب، این مخالفت خودش یک جور روشنفکری بود. ولی کمکم تعداد مخالفتها آنقدر زیاد شد که دیگر تبدیل به یک موج قوی شد. من که این وضعیت را دیدم، تصمیم گرفتم از تکنیک مخالفت عمیق استفاده کنم. پس به جای مخالفت ساده با فیلم، با مخالفان فیلم سیصد مخالفت کردم و این پست را نوشتم. خوبی تکنیک مخالفت عمیق این است که قابل تعمیم است. یعنی ممکن بود کسی پیدا شود و با مخالفان مخالفان فیلم سیصد مخالفت کنید. البته این کار خیلی پیچیده است و بهتر است کسی آن را در منزل انجام ندهد.
مخالفم
طنز نویس قهاری هم میتونی باشی و رو نمیکنی ؟؟ خیلی خوب بود تا الان همش جدی و اینا بود الان روشن کردی وبلاگتو
من صحبت میکنم هفته ی دیگه، توی دانشگاه، با بچه ها، مخالفت عمیق انجام میدیم.
آخه اونجا امکانات هم هست… راحت تره!
آقا اين تفكرات عميق خداست. شديد حال مى كنم باهاش. اين يكى كه شاهكار بود. بازم بنويس.
فكر كنم يه روش خوب ديگه در روشنفكرى وجود داره كه جا انداختى. اونم اينه كه وقتى با كسى بحث ميكينم، يك سرى اسامى افراد و كتاب ها رو بلد باشيم و به طور موثر استفاده كنيم. مثلن وقتى داريم در مورد جنس مرغوب براى لباس براى كسى دليل مياريم و اون حرفمون رو قبول نداره، حتمن بايد بهش بگيم كه بره كتاب جغرافياى جنسيت نوشته ى ميشل پلاتينى رو بخونه تا بفهمه چه قدر احمقه.
:))
راستی این پلاگین کشور مشخص کند که دارد اشتباه میکند ، نکته ء خوبی است برای مخالفت کردن!
جالب بود. با اينكه تئوري تفكر عميقت درست بود اما مثالي كه آورده بودي يه مثال خوب از يك روشنفكر واقعي بود و نه از اون روشنفكرها كه خودت تو پستت نوشته بودي
به ناآرام: تبریک میگم. شما اولین گام را برداشتید.
به پیت: شما لطف دارید
به دیلیفرنکلی: بله، دانشگاه هم جای خوبی هست. ولی کاربرد اصلی این دستورالعمل در وبلاگهای روشنفکری هست.
به پدارم: بله، اون هم هست
به صورتک: راستاش پلاگاین غلط کار نمیکنه. احتمالن شما با ضدقیلتر وصل شدهاید. ولی به احتمال زیاد این پلاگاین را بردارم.
به پرهام: شما لطف دارید
من هم در آن پست واقعن با دوستان مخالف نبودم. فقط با بعضی کارها مخالف بودم. ولی ترجیح دادم به همآن مثال بسنده کنم چون حوصلهی دعوا را ندارم.
من با مخالفت naaraam مخالفم. شدید!
Smashin’!
به دوست دور: شما دورهی آنلاین را تموم کردید. برای دورههای پیشرفتهتر میتونید با مؤسسهی «رمز موفقیت» تماس بگیرید و در کلاس حضوری ثبتنام کنید
به سیاوش: ممنون
تو هم کلکی هستی ها!
خيلي خيلي قشنگ نوشتي! اين كاره بودي و نگفتي؟!
جالب بود
چرا حرف “ی” اینجا رو زشت کرده …. نمیشه درستش کرد؟
به امیر: بله، من آب نمیبینم وگرنه شناگر خوبی هستم
به روزبه: ممنون
به کولی: حرف «ی» کجا را زشت کرده کولیجان؟
من بجای مخالفت عمیق موافقت میکردم.
با تعمیم مخالفم .! چون منفی در منفی مثبت
پ ن : منفی در منفی میشه مثبت
سلام. به نظرم طنز اومد اما وقتی دیدم توی دسته تفکرات عمیق نوشته شده شک کردم. البته تودر اینکه طنزت به حرف جدی شبیهه معروفی ؛) یادت که هست…
میدونی، با نظر کلی که مطرح کردی موافقم.اما طبقه بندی ات یه کم نادرسته.
دوست دارم این بحث را کمی باز کنم ما عموما میگیم فلان چیز بده، اما در واقع منظورمون اینه که بدیهاش از خوبیهاش بیشتره. در واقع فلان چیز جز تغییرپذیره و اصالت با بدی هستش. اینجا هم به نظرم اصالت با روشنفکریه اماچون مثل بدی تعریف کلی نداره فاعلش میشه هدف توبیخ و تنبیه! البته میدونم که منم به نامفهوم حرف زدن معروفم…
خوب نامی جان حالا بگو ما توی کدوم طبقه هستیم؟ :))
به روزبه: قطعن طنز بود روزبهجان، ولی من بهاش میگم «تفکرات عمیق»
در مورد بقیهی کامنت راستاش مطمئن نیستم منظورتون رو دقیق فهمیده باشم. فقط میدونم که بعضیها کاری جز مخالفت با بقیه ندارند. حالا نمیدانم که آیا «روشنفکری» صفت مناسبی برای این رفتار هست یا نه.
مطلب آموزنده بود ولی باید زرنگ باشی که بتونی ازش استفاده کنی!
اصولاً این کار رو بهش می کنن خودنمایی، خود شیرینی، تابلو بازی، اظهار فضل و.. روشنفکر اینکارا رو نمیکنه. گرچه خیلی بد بین همه جا افتاده/
وای! این چقدر شکله منه:
. برای متفاوت بودن کافی است که با هر چیزی مخالفت کنید. یعنی اگر کسی حرفی زد، زیاد به درستی آن حرف فکر نکنید. ببینید آیا میشود از آن حرف غلطی بیرون کشید یا نه؟
يك نوشتهي متفاوت و عميق روشنفكرانه! بنده البته با شما مخالم كه برداشتتون از روشنفكري اينقدر سطحي و خامدستانه است. واقعا بهتر بود پيش از نوشتن اين مطلب حداقل اندكي هم كه شده فكر ميكرديد و بعد چنين مطالبي رو مينوشتيد. البته انتظار نداشته باشيد كه علتش را برايتان بگويم كه اصلا شما را در چنين سطحي نميبينم متاسفانه! متوجهيد كه؟
–
جناب فهميد، با اجازهي حضرتعالي، سرانجام لينك شما را ميبلاگرولم. باشد كه شامل روشنفكري شما نگردد!
rastesh man khosham nayoumad.
mishe lotfan plugin keshvar ro var nadarin, man kheyli dustesh daram.
به امیر: پس احتمالن درک من از لفظ روشنفکر خیلی با واقعیت همخوانی نداره.
به نیما: پس شما هم روشنفکر هستید
به پژ: چه متن روشنفکری فوقالعادهای
به میترا: آخه این پلاگاین محل دوستان داخل ایران را غلط نشان میده
به این میگن خودزنی روشنفکرانه.
عمیقا مطالبتان را مطالعه کردم و بنظر رسید شما اشتباهی را دارید تکرار میکنید که تاریخ تکرار کرده است .من با توجه به مطالعاتی که در این موضوع انجام داده ام قاطعانه عرض میکنم اگرچه تشخیص شما درست بوده است اما در اولویت بندی گام اول و دوم اشتباه نابخشودنی مرتکب شده اید که این در ذهن خوانندگانتان اثر سو ئی خواهد داشت .چنانچه در زمینه منطق مطالعاتی داشته باشید خود اعتراف خواهید کرد که در جریان روشنفکری گام اول حمله به مخالف و گام دوم متفاوت بودن میباشد .امیدوارم بیشتر مطالعه کنید .
به روشنفکر بهتوان ۲: ممنون! حق با شماست
روشن فکر بودن خیلی شبیه کار یک مدرس ریاضی است.
مدرس ریاضی میگوید A می نویسد B ولی در حقیقت منظورش C است اما جواب اصلی مساله D است!!!!
Man ba nazare mokhalefate Amigh Mokhalefam !
!پسرم(-Bالان خودت يه اشتباه خفن مرتكب شدي!براي اينكه نظرتو مستقيما درباره ي روشن فكري گفتي!ما يعني من و خودم از شدت دانايي و فهميدگي كم سخن مي گوييم!و تا ازم نظر نپرسن سكوت خود را نگه مي دارم!و بعدش كه ازم پرسيدن يه دستي مي كشم به سرش يا يكي ميزنم رو شونش!بعد مي گم مثلن پسرم!(يا دخترم)دنياي روشنفكري به اين راحتيا براي تو قابل درك نيست… يا به قولي بزرگ ميشي مي فهمي!