Oct
8
دیشب، تلهویزیون داشت مصاحبهی ریچارد کوکلینسکی را نشان میداد. با این که این مصاحبه را قبلن دیده بودم، خیلی دلام میخواست که باز هم آن را ببینم. ولی متأسفانه همخانهایام کانال را عوض کرد و من هم بیخیالاش شدم. نمیدانم مصاحبهی ریچارد کوکلینسکی، معروف به مرد یخی، را دیدهاید یا نه؟
ریچارد کوکلینسکی یک آدمکش مزدبگیر، یا بهاصطلاح هیتمن، بود. او به مدت سی سال به این کار مشغول بود و این طور که خودش میگوید، بیش از صد نفر را کشت. روشهایی که او برای کشتن به کار میبرد بسیار متنوع بود. یکی از روشهای او برای گمراه کردن پلیس این بود که جسد را در فریزر نگه میداشت و بعد از ماهها یا سالها آن را در یک جای پرت میانداخت. به هماین دلیل به مرد یخی معروف شد.
کوکلینسکی داستان زندگیاش را اینطور تعریف میکند که در یک خانوادهی فقیر به دنیا آمد. پدر و مادرش او را کتک میزدند. در عین حال مادرش یک کاتولیک معتقد بود که دوست داشت ریچارد با تعالیم مذهبی بزرگ شود. البته خود او میگوید که به هیچ کدام آن تعالیم باور نداشت. با این حال یک چیز خیلی عجیب در مصاحبهاش توجه من را جلب کرد. این تکهای از مصاحبه است.
کوکلینسکی: «من تجربهای دارم که فکر کنم باید بگویم، البته ممکن است برای عدهای منزجرکننده باشد. شاید هم بهتر است آن را نگویم.»
مصاحبهگر: «بگو!»
کوکلینسکی: «نه، زیاد جالب نیست.»
مصاحبهگر: «نه، ادامه بده!»
کوکلینسکی: «یک مردی بود که التماس میکرد و دعا میخواند. او به خدا التماس میکرد. به او نیم ساعت وقت دادم که دعا کند تا این که شاید خدا بیاید و او را نجات دهد. او نیم ساعت وقت داشت، ولی خدا نیامد و او را نجات نداد. من هم کار را تمام کردم. کار جالبی نبود. این تنها موردی بود که فکر میکنم نباید انجام میدادم. نباید کار را به این شکل انجام میدادم.»
جالب هست، نه؟ توجه کنید که کوکلینسکی از کشتن آن فرد پشیمان نیست. از روش کشتن او و ماجرایی که پیش آمد ناراحت است. بهنظر کوکلینسکی باورهای مذهبیاش را بهطور کامل از دست نداده بود. ولی حدس میزنم اعتقاد مذهبی او آن قدر قوی نبود که او را کشتن باز دارد.
ویدیوی مصاحبهی کوکلینسکی دوقسمت است که میتوانید در گوگلویدیو نگاه کنید. (قسمت اول و قسمت دوم)
دلیلش اعتقادات و باورهایی است که از کودکی انسان میبیند و میشنود و ملکه ذهن میشود .
تا جایی که من دیدم باورهای مذهبی خیلی کم میتونه انسانها را از انجام کارهایی که همان مذهب ناپسند شمرده باز داره. فکر کنم مثل همین جناب آدمکش آنها هم به اعتقاداتشون ایمان ندارند! یعنی اعتقادات مذهبی بیشتر زبانی هست تا عملی.
منزجر کننده بود.
فکر نمی کنم بخوام همچین ویدئویی رو ببینم.
اما درباره ی اعتقادات مذهبی، به نظر من شاید بازدارنده ی خوبی باشه برای خیلی ها، اما بهترین بازدارنده انسان ها از گناه (کار ناپسند) وجدانه.که این توی خیلی از بی اعتقاد ها هم هست.
اتفاقا دیروز فیلمهای پدرخوانده را دوباره دیدم و جالب اینجا که کلیسا شون ترک نمیشد!
نمیدانم که داستانیه که اینروزا هرجایی کامنت میگذارم باید یک لینک مرتبط هم بدم، حالا نمیدونم که چقدر ربط داشته باشه و یا من چقدر موضوع را گرفته باشم اما به قول دوستی “این دیگر اعتقاد نیست، فرهنگ است“
مرد یخی هم مرد یخیهای قدیم
در مورد مرد یخی نمیدانم به آیا معتقد به چیزی بوده یا نه ولی آن مقتول بیچاره حتمن اعتقادش را از دست داده.
اعتقادات مذهبی به این دلیل که مبتنی بر حقیقت نیستند آنقدر انعطاف دارند که حتی ممکن است تفسیری از آنها خود تاییدی بر جنایات هم باشد. بنابراین نمیتوان گفت اعتقاد مذهبی قوی میتواند جلوی قتل را بگیرد.
جانور جالبی بوده است این مرد یخی!!!
دنیا خیلی یک جوری شده٬ حس هامون تغییر کرده. وقتی این پست رو خوندم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که این آدم هنوز از کسی که دیگران رو شکنجه می کنه٬ آدم تر.
این مطلبت رو خوندم یاد این حکایت افتادم: ميگن روزي مردي با الاغش داشت از بالاي كوهي رد ميشد كه به پائين پرت ميشه ، مردم دور و برش جمع ميشن و مي بينن كه سالمه و بهش ميگن خدا بهت رحم كرد ، مرد جواب مي ده: اگه خدا قرار بود بهم رحم كنه همون بالا رحم مي كرد
شايد ديدن اون نيم ساعت دعا و التماس براي نجات تونسته در دلش يكم نفوذ كنه. نه از اين بابت كه اون رو نكشه، چون كارش بوده اما از اين بابت كه مثلا گفته حيوونكي، زياد خوشم نمياد بكشمش!گناه داره اما مجبورم… نمي دونم تونستم منظورم رو بگم يا نه؟
ديدن نيم ساعت التماس واقعي مي تونه تو رو به اين فكر بياندازه كه چقدر اين آدم روبروم درمونده هستش اما حيف كه مي ميره
فکر کنم بیشتر تاثیر تعلیمات مذهبی بوده که در دوران کودکی دیده. این جور آموزشها که در کودکی به انسان داده میشه همیشه همراه آدم میمونه چه بخوای و چه نخوای.
عجب آدم با مرامی بوده …
امیدوارم آدمکشای ایرونی، از محضر ایشون فیض ببرن …
جالبه كه حتي خودش هم احتمال مي داده اين تجربه براي عده اي منزجر كننده باشه و به نحوي اظهار پشيماني ميكنه يعني چنين آدم سنگدلي هنوز مي تونه به خاطر اعتقاد شخص مقابل، در كارش نيم ساعت تعلل به خرج بده؟
چه زندگی پر از عذابی داشته این آدم و چه خاطرات تلخی. واقعا جهنم گناهکاران رو در برگرفته
شاید از کشته شدن اعتقادات اون فرد بیشتر از کشتن خودش ناراحت بوده .