Dec
31
یادم هست وقتی بچه بودم، مثلن دوازده-سیزده ساله، یک ایده داشتم برای اینکه یک دوچرخه بدون رکاب زدن حرکت کنه. ایدهام این بود که به چرخ جلوی دوچرخه یک دینامو ببیندیم تا برق تولید کنه و به چرخ عقب یک موتور وصل کنیم تا چرخ را بچرخونه و در نهایت دینامو را با سیم به موتور وصل کنیم تا برق لازم را تأمین کنه. بعد که بزرگتر شدم فهمیدم این تنها یک فانتزی بچگانه بوده که احتمالن از خنگی من در دوران بجگی سرچشمه میگرفته. ولی خب ظاهرن این داستان منحصر به من نیست.
مدتی پیش در خبرها دیدم که یک آقایی در آمریکا پیدا شده که روشی برای «سوزاندن» آبنمک پیدا کرده. داستان از این قرار بود که ایشان بهطور تصادفی متوجه شد که امواج رادیویی میتواند آبنمک را به هیدروژن و اکسیژن تجزیه کند. ولی هیدروژن تولیدشده دوباره آتش میگیرد و با اکسیژن ترکیب میشود. این آقای مخترع که خیلی جوگیر شده بود زود راه افتاد تا این کشف را به ثبت برساند و در عین حال با خبرگزاریها هم تماس گرفت و ادعا که مشکل سوخت جهان را حل کرده است و دیگر نیازی به سوخت فسیلی نیست. خلاصه این جوگیری چندروزی ادامه داشت تا این که گفتند که این کشف اگرچه جالب است، ارزش کاربردی ندارد چون انرژی لازم برای تجزیهی آب به هیدروژن و اکسیژن بیش از انرژی آزاد شده بهخاطر سوختن هیدروژن است.
دیروز، در بالاترین لینک خبری را دیدم که دوباره چیزی شبیه این «برای اولین بار در جهان» اختراع شده است. ظاهرن دو جوان ایرانی سیستمی طراحی کردهاند که میتواند مخلوط آب و بنزین را بسوزاند که خیلی هم خوب است. مشکل وقتی شروع میشود که بفهمیم مجری این طرح
هدف از اجرای اين طرح را جایگزینی سوخت پاك به جای سوختهای فسیلی ، كمك به كاهش آلودگي هوا و تامين سوخت ارزان قيمت ، همواره در دسترس و تجديدپذير براي خودروها
اعلام کرده است. ظاهرن سیستمی که این آقایان طراحی کردهاند آب را به هیدروژن و اکسیژن تجزیه میکند -البته این دفعه با الکترولیز یا همآن تجزیه به کمک جریان برق- و سپس هیدروژن را در موتور میسوزاند. خوب طبیعی است که چنین چیزی نشدنی است چون انرژی لازم برای الکترولیز آب بیش از انرژی آزاد شده بهخاطر سوختن هیدروژن است.
در این که سوختهای فسیلی بد و کثیف هستند حرفی نیست، ولی علاقه برای سوزاندن آب یک چیز دیگر است. مسأله این است که آب مادهی خیلی پایداری است و قابلیت سوختن ندارد. بنابراین هر وقت شنیدید که موتوری از آب به عنوان سوخت استفاده میکند، بدانید یک جای کار میلنگد.
گمانم قانون كارنو بود كه رسما جلوي تمامي اين اختراعات و اكتشافات رو گرفت! من و يك دوستي هم درست سالي كه قرار بود بشينم براي كنكور درس بخونم، درگير ايدهاي اينچنيني شده بوديم و آيندهمون رو به همين سادگي به باد داديم! ما ميخواستيم با استفاده از تركيب قانون ارشميدس، جاذبه و فنرها ماشيني ساده اي طراحي كنيم كه بدون نياز به منبع انرژي خارجي خودكار باشه! هنوز هم باور نميكنم كه «ماشين كارنو نميتونه وجود داشته باشه!»
خدایا احمدی نژاد را از این موضوع با خبر نفرما !
دلیلیش به خودم مربوطه ! :دی
آب بجای سوخت؟به فرض هم که چنین چیزی درست باشه آیا میشه از آب دریا به عنوان سوخت استفاده کرد یا فقط آب شیرین؟اگه فقط آب شیرین باید بگم بهتره آب شیرین رو بذاریم برای خوردن و نظافت چون تا چند ده سال دیگه آب برای خوردن هم شاید در دسترس نباشه چه برسه که بخوایم بسوزونیمش!!!
درود
این ایدهء دوچرخه رو من هم تو دبستان داشتم اما فکر می کردماول باید نصف راه رو رکاب بزنیم و دینام باید یه باطری قوی رو شارژ کنه و اون باطری هم وقتی از رکاب زدن خسته میشیم بهمون حال بده … البته رکاب زدن رو فکر نمی کردم بشه کلاً حذف کرد !
این که نشد ایدهء خلاقانه
ما از بچگی هم مالی نبودیم
بدرود
این جایی که می لنگه اگه نبود چی میشد؟! فکر اینکه هزینه ی رسوندن دما به صفر کلوین رو کمتر کنیم، همیشه تو ذهنم بوده! آی ابررسانای ارزان! کجایی؟!!!
البته به شرطی که راهحلهایمان ربطی به همجوشی پیدا نکند.
آقای نامی.
خیلی مشتاقام که اگر از GoogleReader استفاده میکنید، توی لیست دوستان گوگلیام addتان کنم.
قول شرف میدهم آدرس ایمیلتان از طریق من، به کس دیگری منتقل نشود.
به سعید: در مورد اختراع این دو جوان ایرانی نمیدانم ولی در مورد اختراع آن آقای آمریکایی، آب باید حتمن شور باشد.
به پرهام: ایدهی شما خیلی واقعگرایانهتر از مال من بود
به سولوژن: بله، همجوشی در موتور ماشین هم شاید بشه
به آریا: خواهش میکنم آریا جان. ایمیل من هماین بالای وبلاگ در صفحهی تماس با من هست.
تو ایران واسه اینکه بگند ما بجز چوب زدن به مردم کارهای دیگه هم بلدیم الکی سر هر چیزی غوغا میکنند. پیارسال تو تاکسی از رادیو شنیدم کهن یک جوان مبتکر ایرانی (که سالهاست خبری از این مفهوم ندیدم) موتور جستجویی درست کرده که از گوگل قویتر عمل میکنه. اسم سایتش هم google.ir هست. اولش گفتم باریکالله. چه نابغهای بوده که تونسته یه الگوریتم جستجو پیدا کنه و جلوی این بچهاستنفوردیها شاخ بشه. دقیقهای نگذشته بود که برام سؤال پیش اومد. فرض بگیریم که این یارو نابغه بوده و یه الگوریتم طراحی کرده که میترکونه (الآن البته اطمینان دارم که این فرض بالکل محاله). حالا برای ایندکس کردن وب، غولتا سختافزار خفن و اتصال خفن به اینترنت میخواد و سالها طول میکشه که دیتابیس بخواد بهروز بشه. رفتم تحقیق کردم دیدم پسره یه صفحه وب درست کرده که توش یه textbox هست. کاربر هر چیزی اینتو وارد میکنه، این پسره میفرسته واسه سرور گوگل و نتیجههای گوگل رو میگیره و نشون کاربر میده. گوگل هم رفته شکایت کرده که این دامنه باید مال من باشه و الآن این دامنه برای گوگل هست. این هم از اخبار ریدمون و دروغ.
به جالبات: با این روش همهی ما میتونیم یک گوگل درست کنیم
در مورد ماده و انرژی گفتی کمی هم در مورد ضد ماده بگو!!!
ما آب برای خوردن هم نداریم!! اون وقت به جای سوخت هم از آب استفاده کنیم؟!!بهتره دنبال یه چیزی بگردن که به جای آب بخوریم!!
به این افراد میگن “نوابیغ نابغه نما”
بعضی از ادعاهای نوابیغ وطنی رو اینجا جمع کردم: http://www.persianbb.com/t5682.html
(از جمله همین پست شما را)
فکر نمیکنم به این راحتی از شر نوابیغ خلاص بشیم!
به سعید: راستاش چیز زیادی دربارهی ضدماده نمیدانم.
به زهرا: خوب احتمالن منظور آب دریاست.
به احسان: همانطور که دیدید نوابیغ لزومن وطنی نیستند. همهجای دنیا وجود دارند.
من تو یک کتاب به اسم “ترمودینامیک و عالم” نوشته مارتین گلدنشتاین، خوندم ادارهء ثبت آمریکا حتی همچین اختراعاتی رو بررسی هم نمیکنه.
چرا پسرها تو این سن و سال (12/13 ) همین ایده رو دارن البته به شکلهای مختلف :)) در ضمن شما یه چند تا پست طنز دیگه هم بنویس چون لحن طنازی تون خیلی جالبه :دی
به دانیال: آها، این خیلی خوبه وگرنه وقت خودشون تلف میشد.
به آهو: چرایاش را نمیدونم
بسیار عالی… اکر کم کم… به جای مایعات بتوانند هوا را بسوزانند که دیگه معرکه است… آن وقت دیگر کسی ماشین نمی خرد… هر کسی برای خودش هوا می سوزاند … خیلی باحاله ها!
خیلی خوبه ولی من از شما دوست عزیز درخواستی داشتم اگر امکان داره درباره ای جدا سازی H,O را از آب برای من توضیح بدهید قربان شما مریم
بنده هم در همین رابطه یک اختراع کردم که البته تا عملی شدن یک قدم کوچکش مونده…
این اختراع من کاملا علمی هست قانون ظروف مرتبط رو که میدونین آنقدر از ارتفاع سیال کم میشه تا این دوتا ظرف همسطح بشن و اگه این وسط یک چیزی مثل مولد بذاریم میشه مثلا باهاش برق تولید کرد البته من هنوز نتونستم واسه این اختلاف سطحدوتا سیال فکری پیدا کنم یعنی حاضرم این اختراع رو با کسی که بتونه این اختلاف سطح رو تولید بکنه شریک بشم، البته نه با هر کسی چون میخوام با انرژی که این دسگاه تولید میکنه برا کودکای بیسرپریت خونه بسازم رو این حساب نباید اون کسی که تو قدم آخر میخواد کمکم کنه فکر مادی داشته باشه و عواید مالیش فقط برای کودکای بیسرپرست خرج میشه… این پایینم یه طرح ساده از نقشهای این اختراع رو میذارم بشرطی که کسی کپی برداری نکنه
|……..| | |
| | |…………|
|ــــــــ|====@==|ــــــــــــ|
^ ^
لوله! ـــ| |___ژنراتور
ای بابا شکلش بهم ریخت
یکم از سودشو باهات شریک میشم نامی جان اگه اون پست بالا رو ویرایش کنی و یکم space خرجش کنی تا دوروس بشه
به مریم: جداسازی اکسیژن و هیدروژن؟ خب تا اون جایی که یادمه با الکترولیز بود. به آب کمی نمک اضافه میکنید تا یک محلول رسانای برق درست بشه. بعد به یک باتری یا منبع تغذیه و دو تا الکترود داخل آب از یک قطب اکسیژن آزاد میشه و از یک قطب هیدروژن.
به آرش: شرمنده! هر چه سعی کردم طرح شما درست نمایش داده نمیشه.
سلام
من هم یک دوست دارم که همین فکر سوزاندن آب رو تو ماشین داشته و کلی هم نقشه و طرح و جزوه برای طرحش جمع آوری کرده !
من هم توش موندم«ولی صبر کنیم ببینیم چی کار می کنه اگه موفق شد که امیدوارم بشه یا شکست خورد خبرشو بهتوون میدهم»
بچه ها منو ببخشيد
اگه يك كم بيشتر كاز و نفت و .. براتون ميزاشتم زمين ،اينفدر فسفر نميسوزونديد
البته نگران نباشيد چون تا تكون بخوربد وقت قيامت شده و من دخل همتونو ميارمو به قائله گرسنگي و مسكنو ازدواجو كارت سوختو… خاتمه ميدم.
تا اون موقع هم سوخت كافي داريد.
besiar besiar ziba bo0d khaile naz bie