Jun
26
بیانیهی جمعی از وبلاگنویسان دربارهی انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن
- ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را بهشدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسئولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را که بیان میدارد «تشكيل اجتماعات و راهپيمايیها، بدون حمل سلاح، بهشرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است» رعایت کنند.
- ما قانونشکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری مجدد انتخابات هستیم.
- حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
توضیح تکمیلی: احتمالن حدس زدهاید که این متن را من ننوشتهام چون وبلاگنویسهای زیاد دیگری هم این متن را در وبلاگشان قرار دادهاند. من تقریبن با همهی نکات مطرحشده در این متن موافقام. ولی چون این متن را در وبلاگام قرار دادهام، میخواهم تنها یک نکتهی کوچک را روشن کنم. من شخصن از ابطال نتایج انتخابات استقبال میکنم، ولی بهنظر میآید که در شرایط فعلی هزینهی این کار برای جامعه زیاد است. بهگمان من، همهی ما باید به این موضوع فکر کنیم که اگر (احتمال این اگر زیاد است) شورای نگهبان نتایج انتخابات را باطل نکرد، در آینده چه میتوان کرد.
با اجازت اين مطلب رو در وبلاگم گذاشتم البته با ذكر منبع
به محسن: اگر مایلید حتمن این کار رو بکنید. ولی نیازی به ذکر منبع نیست. آخه این متن را خودم ننوشتهام. دوستی این مطلب رو به من ایمیل کردند و پشنهاد کردند که در وبلاگم بذارم. اگر نگاه کنید در وبلاگهای زیاد دیگهای هم هست.
دوست عزیز، این کافی نیست که به این صورت جبهه گیری کنید. از جاگاه جمعی وبلگنویس لازمه بیشتر به تشریح و توضیح بپردازین و جویای علتها بشین تا لااقل اگر هم در پایان جناحی رو تقویت کردین استدلالهاتونو بشه دید و بدیهیست که استدلال شما باید ورای ادعا ها و گمانه های طرفین باشه.
نمی دانم چرااین چند مطلب اخیرتان بوی احساسات می دهد.(بوی عجیبی است!)
فکر می کنم بسیاری از دلایل تناقضات در گفتار شما هم همین موضوع باشد.
1-مطمئنم که شما اسلام یا حتی هیچ دین دیگری را قبول ندارید.این هم مدرک: http://blog.frozenpla.net/?p=374
2-شک دارم که قانون اساسی جمهوری اسلامی را قبول داشته باشید.
قدرت رسانه ها خیلی بیش تر از منطق ماست.
باور کنید!
به رامین: جبههگیری؟ ما که مشغول جنگ نیستیم. موارد ۱ و ۳ که بدیهی هستند و نیاز به توضیح ندارند. تنها میمونه مورد ۲ که بعضیها معتقد به ابطال آرا و بعضیها معتقد به بازشماری بخشی از آرا هستند. من از ابطال آرا دفاع میکنم در عین این که میدونم ممکنه عملی نباشه.
به یک نفر: شاید حق با شما باشه و این نوشتهها احساسی باشند. شاید به همین خاطر هم به تناقضگویی افتاده باشم. ولی در مورد نکاتی که فرمودید:
۱- بله در چارچوب شخصی نه به اسلام معتقدم و نه هیچ دین دیگری.
۲- بحث قانون اساسی جداست. صرفنظر از این که من این قانون را دوست داشته باشم یا نه، مجبورم از آن پیروی کنم.
دوست عزیز، کارنامه ی اقای موسوی مربوط به 20 سال پیشه و حتئ مورد تایید نزدیکان سیاسی ایشان هم نیست و نحوه ی ترک صحنه ی ایشان هم یاد اور شکست و سقوط است، ایشان دلیل موثقی برای بازگشت و پذیرفته شدن ندارند و عمده کلام ایشان در طول مبارزات انتخاباتی انتقاد از اقای احمدی نژاد بوده.
در کامت قبلی مواردی با قید شماره بیان نکردم و میبخشید که جوابتان اصلآ مفهومی نداشت، منظورتان از موارد 1 و 3 بدیهیست، چیست؟ در مورد نتایج رای گیری بنا بر کدام دلیل و مدرک معتقد به ابطال انتخابات هستید؟ مهم نیست که این امکان پذیر هست یا نه! بدون شک این نتایج علاوه بر اینکه مورد علاقه ی شما نبودند حتمآ دلیل محکمه پسندی هم برای ابطالشان دارید!؟
“بعضی ها میگویند، و من از ابطال حمایت میکنم” چیزی جز ابراز عقیده نیست. چشم بستن بر واقعیات و قبول اعمال نفوذهای افرادی چون اقای هاشمی و بستگان و نزدیکان ایشان از صداقت کلام شما میکاهند! چطور وجود این مراکز غیر دمکراتیک رو که تمامی بافت جامعه رو تحت الشعاع قرار میدهند با سکوت خود پذیرفتنی میدانید؟
در خاتمه دوست عزیز اونچه که ضرف چند هفته ی اخیر روی داد به مراتب از شورش معدنچیان انگلیس در دوران مارگارت تاچر کوچکتر بود. اینگونه تحریکها و پیامدهای مخرب انها که در راستای منافع گروهی انجام میگیرند لطمات شدیدی بر پیکر ملتها و وجهه ی انها نزد جهانیان خواهد داشت. دنیا عرصه ی رقابتهاست و جوامع سیاسی از هر حربه ای علیه یکدیگر استفاده میکنند، این حرکت اخیر سلاحی در دست رقیبان خواهد شد. شما که فهمیده هستید چرا؟
به رامین: رامینجان، ظاهرن منظورم را خوب توضیح ندادم. بنابراین سعی میکنم حرفام را ساده کنم. بیاید فرض کنیم آقای احمدینژاد نه با ۲۴ میلیون که با ۳۰ میلیون رأی برنده شد. همچنین فرض کنیم که مثلن هزار نفر ناآگاه تحت تأثیر رسانههای بیگانه ریختند به خیابان فقط و فقط به این خاطر که نتایج را دوست نداشتند و نه هیچ چیز دیگر. فرض هم بکنیم که آقای موسوی یک فرد ناموجه و فاسد است. تمام این عوامل باعث نمیشود که بگوییم:
۱- نیروهای مسلح دولتی حق دارند آن هزار نفر را داخل خیابان با باتوم کتک بزنند و یا به آنها شلیک کنند.
۲- دولت حق دارد موبایل، شبکهی اساماس یا سایر راههای ارتباطی را به صلاحدید خود قطع کند.
۳- دولت حق دارد روزنامهنگاران خارجی را اخراج کند.
۴- دولت حق دارد سایتهای اینترنتی را به تشخیص خود فیلتر کند.
اگر شما با این استدلال مخالف باشید، معنیاش این است که ما از خاستگاههای فکری متفاوت هستیم و بحثمان بینتیجه است. اما اگر تا اینجا با من موافقاید، باید قبول کنیم که دولت به عنوان برگزارکننده ی انتخابات موظف به اثبات صحت انتخابات به آن هزار نفر معترض است. این که موضوع را تنها به فریبخورده بودن آن هزار نفر تقلیل دهیم واقعن خدمتی به جامعه نیست. نتیجهاش هماین دودستگی یا به قول شما جبههگیری است.
دوست من با توجه به پیامهای خلاف واقع و قبل از اتمام رای گیری مبنی بر پیروزی سبزها از طرف ستاد اقای موسوی روند اعتراض و شکایت از سوی این دسته زیر پا گذاشته شد و اشوب و اغتشاش دولت را در مقابل عمل انجام شده ای قرار داد.
اولین وظیفه ی یک دولت برقراریه نظم و امنییت است و در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه توسط رهبران و نماینده گان خود تشویق و ترغیب به احقاق حق قبل از اثبات جرم، انهم از طرق خصمانه، شده اند پیامدها را نمتوان بطور یکطرفه خطای دولت دانست این چیزی نیست جز همان رویه ی اول و فرار به جلو.
به رامین: ممنون از پاسختون رامینجان! الان با خوندن نظر شما ناگهان فهمیدم که وقایع ۱۵ خرداد ۴۲ یا ۱۷ شهریور ۵۷ هم تقصیر رژیم پهلوی نبودند چون «اولین وظیفه ی یک دولت برقراریه نظم و امنییت است و در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه توسط رهبران و نماینده گان خود تشویق و ترغیب به احقاق حق قبل از اثبات جرم، انهم از طرق خصمانه، شده اند پیامدها را نمتوان بطور یکطرفه خطای دولت دانست». به هر حال گمان میکنم بحث ما بینتیجه است
بله شما درست میگین 17 شهریور و 15 خرداد نقاط عطف تاریخی هستند، ولی دوست من فرق بزرگ اینجاست که ان دو بر علیه عدم وجود انتخابات صورت گرفتند و اینبار بر علیه قانونمداری و انتخابات ازاد انجام شدند.
میدانم که محدودییتهای اجتماعی برای جوانان، بخصوص در شهرهای بزرگ ایجاد نوعی عدم اعتماد و فاصله در بین این گروه با سیستم سیاسی کشور کرده و میدانم که این مورد طرف توجه دولت قرار دارد و بمرور بهبود خواهد یافت.
اعتراض به نتایج انتخابات چیزه تازه ای نیست، در سراسر دنیا این مورد بروز میکند، تقریبآ در تمامیه انتخابات های سراسری انگلیس چند حوضه به علت اعتراض باز شماری میشوند و کسی دستپاچه برای واصل شدن به تخریب و شورش نیست.
مقایسه ی دولت احمدی نژاد با استبداد پهلوی نمونه سازی و لوس کردن حقیقت است، شاه فعالیت تمام احزاب سیاسی را متوف کرده بود و سیستم تک حزبی بر مردم تحمیل شده بود و در مقابل حمایتهای بی دریغی از غربی ها میگرفت.
دوست من امثال اقای رفسنجانی قادر به ترک صحنه نیستند چون خوب میدانند که با کم شدن سایه ی شومشان از سر مسئولین دیر نخواهد پائید که خود را در دادگاه و مقابل قاضی و ژوری (ملت) خواهند یافت و به همین دلیل به صحنه گردانی و عوام فریبی ادامه میدهند.
این گفتگو دوستانه است و کوچکترین نیتی برای تحمیل عقیده یا تحقیر و پنهانکاری در کار نیست، میدانم که شما هم چنین نیتی ندارید، بقول اقای خاتمی که در جواب پیامهای مدلین البرایت می گفت: دمکراسی نیاز به تمرین داره! غرب سالیان سال تمرین کرده و ما تازه شروع کردیم.
ببخشید یه سئوال داشتم اگر لطف کنید و جواب بدید ممنون می شم:
یکی از مهمترین دلایل آقای موسوی برای ابطال انتخابات تخلفات پیش از انتخاباته. آیا تخلفات پیش از انتخابات روی نتیجه انتخابات تاثیر داشته و مثلاَ رای احمدی نژادو زیاد کرده؟
اگر پاسخ مثبته پس چرا آقای موسوی شب 22 ام قبل از شمارش آرا خودشو برنده انتخابات اعلام کرد؟
اگر منفی است پس چرا به عنوان یکی از مهمترین دلایل برای ابطال انتخابات در صدر نامه هاو بیانیه های آقای موسوی است؟
به نظر من بهتر بود معترضان قانون را رعایت می کردند و برای اعتراض خودشان مجوز می گرفتند. اگر مجوز داده می شد و این حوادث به وجود می آمد، محکوم کردن آن منطقی تر بود. اما اگر به احتمال زیاد مجوز داده نمی شد، بهتر بود که مردم و سیاستمداران دنبال اصلاح قانون می رفتند. بازهم از طریق قانون مثلا انتخابات مجلس و تشکیل حزب و… به قول شما بحث قانون متفاوت از بحث دین و… است و باید همه آن را قبول کنند. اما می توان قانون را با روش های قانونی اصلاح کرد.
در حوادثی مثل این نقش بی قانونی در تک تک اعضای جامعه مشخص است. از هیئت حاکمه تا مردم.
به حامد: من سخنگوی آقای موسوی نیستم. نمیدونم چرا از من انتظار دارید جواب این سوآل رو بدم. در متن این پست یا جای دیگری هم نگفتم که حق با آقای موسوی است. ولی تا آنجایی که از همین خبرگزاریها خواندهام، آقای موسوی میگویند که شب از وزارت کشور با ایشان تماس گرفتند و گفتند شما برندهی انتخابات هستید. چیزی که من را در کل ناراحت میکند، سیاست خشونتآمیز نامتعارفی است که دولت در برخورد با اعتراضات خیابانی در پیش گرفت.
از این که جواب دادید خیلی ممنونم. شما اولین طرفدار موسوی بودید که به این سئوال توجه کردید.
از بالاترین (منبع http://chebaayadkard.blogspot.com/2009/06/18_30.html) (برنامه سراسری ۱۸ تیر، خیلی مهم):
دوستان گرامی
موسوی و افراد دیگری که گوشتشون مستقیما زیر دندون خامنه ای است نمی تونند در مورد 18 تیر حرفی بزنند یا هماهنگی بکنند. خودمون بین هم باید هماهنگ بشیم و بیش از همه این بار روی دوش شما دوستانی هست که نفوذ بیشتری دارد حرفهاتون.
دو نکته هست
یکی اینکه همین الان باید در مورد 18 تیر حرف بزنیم. هدف که این نیست که دور روز قبل یک برنامه ای اعلام بشه و مردم رو بکشونیم تو خیابون و زخمی و کتک خورده بدهند. هدف اینه که رژیم امروز بفهمه این بلوا تمومی نداره اگر کوتاه نیاد. لذا خیلی مهمه که از امروز در مورد یک برنامه خیلی توفانی مثل بهمنی که رو سرشون خراب میشه اگر کوتاه نیان و به حرف مردم توجه نکنند صحبت کنیم.
دوم اینکه متاسفانه جو هیجانی و عطشی که برای خبرهای تازه وجود داره اجازه نمیده روی برنامه های بلند مدت تر تمرکز بشه. پیشنهاد برای برنامه 18 تیر راهپیمایی در چند منطقه تهرانه به صورت همزمانه که امکان تمرکز بسیج وجود نداشته باشه و حضور در راهمپیمایی هم با توجه به مختل شدن امکانات حمل و نقل و ترافیک در روز راهپیمایی برای مردم اسون باشه.
اگر 18 تیر مجبور به حکومت نظامی نشند ما باختیم. بهترن گزینه اعلام رسمی ترسیدن اینها و حکومت نظامی است. هم هزینه مردمی اش پایینه و هم قدرت در هم کوبیدن قداستشون. هدف ما باید به سمتی باشه که امروز با ارائه برنامه هایی که غیر قابل پیش گیری باشند مجبورشون کنیم اعلام حکومت نظامی کنند. لکه ننگ کامل میشه و رنگ حرکت از بحث بر سر تقلب مستقیما به سمت آقای خامنه ای منتقل میشه.
یک نقشه کامل گوگل برای راهمپیایی در چند منطقه تهران با ذکر محلهای دسترسی اماده کردیم در این ادرس
http://chebaayadkard.blogspot.com/2009/06/18.html
متاسفانه اون وبلاگ تازه تاسیسه و برد کافی نداره. به کمک شما و دوستان مثل شما که نفوذ بیشتری دارند خیلی نیاز هست برای اینجاد هماهنگی بین مردم.
پیشنهاد من اینه که همه وبلاگ نویسهایی که نفوذ کافی در فضای وب دارید همزمان برنامه 18 تیر رو به صورت پیشنهاد مشترک یا پیشنهاد یک شهروند که شما پسندید اعلام کنید.
مسیر های برنامه رو من با دقت تنظیم کردم که امکان فرار از کوچه های زیاد برای مردم فراهم باشه و منطقه نسبتا مسکونی باشه و امکان فیلم برداری از خونه ها میسر باشه. بعلاوه استفاده از گاز اشک اور هم در مناطق بیشتر مسکونی سخت تره.
برای روز برنامه پیشنهاد سبز کردن کف خیابونها با رنگ سبز هست. اینطوری لازم نیست مردم زیاد در یک میدان بمونند و قبل از متفرق شدن می تونند کل میدون را مارک کنند.
امیدوارم درنگ نکنید. فضای وب به هدایت شما ها نیاز داره. وقت تنگه. اگر این فضا بخوابه دیگه برگردوندنش خیلی سخته. صدای شما خیلی مهمه و به مردم برای توجهی که بهتون میشه مدیونید.
–پی نوشت:
پیشنهاد: میشه همین برنامه رو همزمان در شهرهای دیگه پیاده کرد. مخصوصا شهرهای بزرگ که دانشگاههای بزرگ هم دارند.برنامه ریزی با دوستان ساکن اون شهرها خواهد بود.
پیشنهاد بعدی این هست که هر کس میتونه از دوستانی که در شهرهای دیگه داره دعوت کنه که ۱۸ تیر به تهران بیان. یک شب مهمون شما دوست دعوت کننده باشن تا هم همدیگرو ببینین هم برای آزادی کشورمون کمکی کرده باشین.
دوستانی که وبلاگ دارند این مطلب رو به صورت یک پست رو وبلاگ شون بگذرند تا بتونیم تا اون روز هماهنگی لازم رو انجام بدیم.
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=32025
«به نظر من بهتر بود معترضان قانون را رعایت می کردند و برای اعتراض خودشان مجوز می گرفتند. اگر مجوز داده می شد و این حوادث به وجود می آمد، محکوم کردن آن منطقی تر بود. اما اگر به احتمال زیاد مجوز داده نمی شد، بهتر بود که مردم و سیاستمداران دنبال اصلاح قانون می رفتند. بازهم از طریق قانون مثلا انتخابات مجلس و تشکیل حزب و… به قول شما بحث قانون متفاوت از بحث دین و… است و باید همه آن را قبول کنند. اما می توان قانون را با روش های قانونی اصلاح کرد.
در حوادثی مثل این نقش بی قانونی در تک تک اعضای جامعه مشخص است. از هیئت حاکمه تا مردم.»
درخواست داده میشه، مجوز داده نمیشه.
پس باید از طریق قانونی، مثلاً از طریق انتخابات مجلس حرکت کنیم.
بگذریم از اینکه کاندیداهای اصلاحطلب و اعضای جبههی مشارکت رد صلاحیت شدند.
بگذریم از اینکه چیزی به اسم حکم حکومتی هست که میتونه یه موضوع رو از دستور کار مجلس خارج کنه.
کسی که فکر میکنه توی انتخابات تقلب شده، بیاد و از طریق شرکت در انتخابات مشابه، سعی کنه به مجلس بره که از مجلس مخالفتش رو اعلام کنه؟ اگه فکر نمیکرد که تقلب شده که لازم نبود اعتراض کنه.
«مقایسه ی دولت احمدی نژاد با استبداد پهلوی نمونه سازی و لوس کردن حقیقت است، شاه فعالیت تمام احزاب سیاسی را متوف کرده بود و سیستم تک حزبی بر مردم تحمیل شده بود و در مقابل حمایتهای بی دریغی از غربی ها میگرفت.»
سؤال اساسی اینه که، تکحزبی یعنی چی؟
اینکه ما هم «حزب آبادگران ایران اسلامی» داشته باشیم و هم «حزب مؤتلفهی اسلامی» و هم «جامعهی روحانیت مبارز» معنیش این نیست که حکومت چند حزبیه.
صرف نظر از موضوع رد صلاحیتها، و صرف نظر از حذف تمام احزاب غیر اسلامی (توی ادبیات رسمی مملکت سوسیالیست و کمونیست و لیبرال به عنوان فحش استفاده میشن)، یا کمتر اسلامی، حتی ملی-مذهبیها و نهضت آزادیها، همین گروههای به اصطلاح اصلاحطلب هم (مشارکت، مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون مبارز) هم ادعا میکنن که تقلب شده و احساس میکنن که دارن حذف میشن.
الآن ما یک جامعهی چند-حزبیِ آزادیم؟ باریکلا ما.
سلام
این نظر به «آیا خدا هم به علت نیاز دارد» مربوط می باشد.
آدم میتونه بره تو خیابون و ببینه که تعداد «برادران ارزشی» مصلح به باتوم و سپر بیشتر از آدمای عادی توی خیابونه، بعد باید بیاد بحث کنه که کودتا که بود و چه کرد و برای کودتا که لازم نیست حتماً تانک بیارن میدون آزادی!
یه بار دو تا از رفقای ما داشتن تو یه وبلاگی دربارهی فرم و محتوا بحث میکردن، یه رفیق دیگهای اومد و یه تیکهای انداخت، تو این مایه که «فرض کن نیروهای نازی اومدن و شهر رو گرفتن، این دو تا رفیق ما رو هم گرفتن بهشون تجاوز کردن، بعد بستن به تیر و تیربارون کردن، این دوتا رفیق ما هم پایمردانه! تا آخرین نفس! دارن در مورد فرم و محتوا با هم بحث میکنن. صحنهی خندهداریه.»
حالا منم در مورد خودم همچین احساسی دارم. یه عدهای همهی تریبونهای ممکن رو دستشون گرفتن و دارن مزخرف میگن. هم به شعور آدم، هم به خود آدم، هم به خیلی چیزای دیگه توهین میکنن. یه عده دیگه هم با چوب و چماق مردم رو تو خیابون میزنن. بعد ما با دوستای «منطقی»مون بحث میکنیم که چی؟ به هر حال اونی که چماق دستشه که نمیاد با ما بحث کنه و اینی که ما باهاش بحث میکنیم که نمیره چماق بگیره دستش. حتی بعیده اینی که با ما بحث میکنه بره با اونی که چماق دستشه حرف بزنه.
آدم احساس حماقت میکنه که در این مورد بحث کنه که «وظیفهی پلیس این نیست که سر من داد بکشه یا من رو با باتوم بزنه» یا «پنهان کردن حقیقت هم یه جور دروغگوییه و تلویزیون ایران دروغگوئه» یا «دموکراسی این نیست که دو تا گرگ و یه گوسفند در مورد ناهارشون رأیگیری کنن»
بریم مشخامونو بنویسیم به جاش.
با تشکر از خودم که کامنتدونی رو به گند کشیدم D:
“درخواست داده میشه، مجوز داده نمیشه.
پس باید از طریق قانونی، مثلاً از طریق انتخابات مجلس حرکت کنیم.
بگذریم از اینکه کاندیداهای اصلاحطلب و اعضای جبههی مشارکت رد صلاحیت شدند.
بگذریم از اینکه چیزی به اسم حکم حکومتی هست که میتونه یه موضوع رو از دستور کار مجلس خارج کنه.
کسی که فکر میکنه توی انتخابات تقلب شده، بیاد و از طریق شرکت در انتخابات مشابه، سعی کنه به مجلس بره که از مجلس مخالفتش رو اعلام کنه؟ اگه فکر نمیکرد که تقلب شده که لازم نبود اعتراض کنه.”
در مورد موضوع رد صلاحیت ها تا آن جایی که من می دانم قانونی وجود دارد مبنی بر این که اگر داوطلب رد صلاحیت شده قانع به توضیحات شورای نگهبان در مورد رد صلاحیت خود نشد، دلایل شورای نگهبان با اجازه از خود داوطلب در رسانه ها منتشر می شود. آیا شما تا به حال چنین چیزی را دیده اید؟ به نظر من دلایل دیگری برای رد صلاحیت داوطلبان به غیر از اصلاح طلب بودن آن ها باید وجود داشته باشد که اجازه انتشار دلایل به شورای نگهبان داده نمی شود.
در مورد حکم حکومتی باید گفته شود که این اختیاری است که به مقام محترم رهبری بر اساس قانون اساسی داده شده است. اگر مقام محترم رهبری از این حکم در مواردی که مردم و یا به طور غیر مستقیم نمایندگان آنان در مورد آن به قطعیت رسیده اند، استفاده کند، یکی از دو شرط رهبری یعنی مقبولیت او زیر سوال می رود و مجلس خبرگان اجازه عزل او را دارد و مردم می توانند با رای دادن به نمایندگانی که این نظر را دارند، زمینه عزل رهبری را فراهم کنند. همچنین راه برای تغییر قانون اساسی بسته نیست.
کسی که فکر می کند در انتخابات تقلب شده لازم نیست این زحمت هایی را که شما فرمودید به جان بخرد بهتر است دلایل خود را از راه قانونی ارائه کند. اگر مرجع رسیدگی مورد نظر را حامی و طرفدار رقیب خود می دید، بهتر بود قبل از انتخابات انصراف می داد و تلاش خود را معطوف به تغییر قوانین این دستگاه می کرد که یک شیوه آن هم شرکت در انتخابت مجلس است.
اما در مورد مطلب آخر
درست می فرمایید که با کسی که چماق در دست دارد نمی توان بحث منطقی کرد اما با منطقی که چماق را جایز می داند می توان بحث کرد. تا آن جایی که من می دانم تنها چیزی منطقا درست نیست ولی در عمل درست کار می کند سایت Wikipedia است! شما باید برای مبارزه با چماق داران عوام، منطق خواص آن ها را شکست دهید. فلسفه این بحث ها هم برای همین است.
سلام براي دور زدن فيلتر چكار كنيم؟ من هرچي نرم افزار داشتم نصب كرده ام ولي جواب نميدهند.
“الآن ما یک جامعهی چند-حزبیِ آزادیم؟ باریکلا ما.”
بدون شک تمام سیستمهای سیاسی و قوانین و قواعد اجتماعی در سراسر دنیا دارای محدودیتهایی مشابه و متفاوتی هستند. “ازادی بی حد و حرص یعنی، حرج و مرج”.
دمکراسی بدون استقلال و قابلیتهای هراست از ارزشهای ملی و معنوی و تمامیت ارضی غیر واقعی و نمایشی خواهد بود. هر وقت که ملتی در اندازه های اقتدار، در زمینه های ذکر شده، رسید لاجرم سیر دمکراتیزه شدن اغاز میشود و حکم حکومتی قادر به متوقف کردن ان نخواهد بود.
یک نگاه بی طرفانه به ترکیب و بافت سیاسی اجتماعی کشور کافیست تا زمینه های این ادعا را ببینیم. برای نمونه حضور فرکسیونهای مختلف و درون سیستمی نمایانگر زمینه ها برای احیای دمکراسی در اینده ای هستند که عملآ فشارهای خارجی قادر به تآیین نوع حکومت و سیستم اداری کشور نباشند.
نمیتوان ایران را با کشورهای دیگری از قبیل عربستان یا کره ی شمالی و یا مصر و لیبی مقایسه کرد، در این کشورها زیر بنا و سیر حرکتی به سوی دمکراسی اماده نیست.
شاید هنوز جامعه ی چند حزبی نباشیم ولی چند گروهی هستیم و سیر تکاملی این گروه ها همراه با تمرین دمکراسی روند متناوبی داره. در نهایت نباید فراموش کنیم که ازادی مطلق نه در هیچ کجا وجود داره و نه وجود داشتنش معنی داره.
چشم ها راباید شست جور دیگر باید دید
همه عالم و آدم می دونند که موسوی و … مردم و احساساتشون را تحریک کردند و به خیابونها کشیدنشون
بهتره یه سر به این سایت بزنید…
http://www.13880322.ir/3
واقعاً موسوی باید خجالت بکشه که هنوز نیومده اینجوری داره جیب مردم را خالی می کنه
آخه چرا باید از موسوی حمایت کنید خودتون مقایسه کنید، ببینید موسوی و کروبی چطور از مردم پول می کشن
کروبی هم در این سایت
http://www.campaign88.com/sponsor-us.html
خداییش بگید احمدی نژاد هیچوقت راضی به این کار میشه؟؟؟؟
حالا یه سوال دیگه اینکه بر فرض اینکه مردم دوست داشتن که کمک کنند و هرکی هرچقدر خواست کمک کرد حالا موسوی با این همه پول چیکار کرده؟؟؟؟
اگه توی زندگی شخصیش استفاده کنه که همون که کروبی گفت … به حلال یا حروم بودنش ….
پولا را خوردن و یه آب هم روش…
خدا رو شکر که مملکتمون را خدا نجات داد…
یدالله فوق ایدیهم
سلام….
تسلیت میگم…بیچاره مایکل جکسون….
واقعا حیف شد….
انشاالله در جهنم با اوشون محشور بشیم….همگی[شیطونک][زبان]