Sep
15
شهید مصطفا چمران کتابی دارد بهنام انسان و خدا که میتوانید آنرا از وبسایت ایشان دانلود کنید. البته این کتاب دراصل متن یک سخنرانی چند قسمتی از ایشان است. نشستم کتاب را خواندم تا بفهمم آقای چمران، که ظاهرن انسان بسیار باهوشی بوده و از دانشگاه برکلی دکترای فیزیک داشته، چه میگوید. بیشتر هم دوست داشتم بفهمم روش استدلال آقای چمران چیست. متأسفانه نتیجه زیاد امیدوارکننده نبود. نمیخواهم قضاوت خودم را دربارهی کتاب بنویسم. تنها دو پاراگراف را از کتاب نقل میکنم که خودم نتوانستم منبعشان را پیدا کنم. اگر کسی منبع درستی برای این ادعاهای دکتر چمران سراغ دارد، ممنون میشوم در کامنتها بنویسد.
در صفحهی ۳۰ آمده:
این داستان، داستانی است که در هلند اتفاق افتاده است. یکی از این مدیومها، یکی از این کسانی که مورد الهام قرار میگیرد، را آوردند تا او را آزمایش بکنند و عدهای از دانشمندان دانشگاه و روانشناسان با تمام وسایل علمی میخواستند او را مورد تجربه قرار بدهند و ببینند چهطور میتواند از آینده خبر بدهد. سالن سینمایی بود، تقریبن مثل این سالن، این مرد را صبح به سالن آوردند، و سالن خالی بود و دانشمندان از این آدم پرسیدند که مثلن در این صندلی (یک صندلی را مشخص کردند) بگو ببینیم امشب چهکسی خواهد نشست؟ این مدیوم، این آدمی که میخواست پیشگویی بکند، خودش را در حالت مکاشفه فرو برد و بعد از فشار مغزی و خلاصه عرق کردن و غیره گفت میبینم که در اینجا امشب زنی خواهد آمد با این مشخصات و مشخصات زن را بیان کرد؛ سناش، لباساش، رنگ لباساش، موهایش، همه چیز زن را بیان کرد. بعد از او پرسیدند که خوب الان او را دنبال کن تا خانهی او را بفهمی. باز خودش را بهحالت مکاشفه فرو برد و گفت از فلان در خارج شد، از فلان راه، از فلان خیابان، از فلان طرف، تمام آدرس معین کرد، رفت و رفت تا به فلان خانه رسید و زنگ در و حتی شمارهی خانه را بیان کرد، بعد رفت داخل خانه شد. از او میخواهند داخل خانه شود و بفهمد که داخل خانه چیست، ولی قدرت او یاری نمیکند، یعنی هر چهقدر مکاشفه میکند و بهخودش فشار میآورد دیگر نمیتواند، یعنی قدرت پیشگویی او فقط تا اینجا بوده و بس. این بابا را تحت نظرش میگیرند که مبادا با کسی تماس بگیرد. شب میشود و این دانشمندان هم در گوشه و کنار پنهان شده بودند بدون آنکه بهکسی بگویند تا ببینند که چه اتفاقی خواهد افتاد. بعد هنگامی که شب میشود و ملت میآیند میبینند زنی با همآن مشخصات آمد و در همآن صندلی نشست. بعد از آنکه سینما تمام میشود میبینند که زن راه افتاد و بدون آنکه با او حرف بزنند تعقیباش میکنند، میبینند عین همآن کارهایی را که او تشریح کرده بود ادامه داد و رفت و رفت تا بالاخره به چنان خانهای با چنان نمرهای با چنان علامتی رسید و وارد خانه شد.
و در صفحهی ۳۱ آمده:
از یکی از هماین مدیومها در فرانسه سوآل و جواب میکردند و این مدیوم در داخل کریستال نگاه میکرد. [...] یکباره میبیند که یک کشتی در داخل اقیانوس درحال سوختن است. از او دربارهی ظرفیت کشتی، طول کشتی، عرض کشتی میپرسند که خلاصه همهی اینها را شرح میدهد ومیگوید که مردم خودشان را به دریا پرتاب میکنند و کشتی در حال سوختن است و منحرف شده و نزدیک است غرق شود. بعد اسم کشتی را از او میپرسند، او دقت میکند و اسم کشتی را از روی نوشتهای که بر روی کشتی است برای آنها میخواند، مثلن «موریس». یک همچنین اسمی را بر روی کشتی میخواند. همهای اینها را یادداشت میکنند و میگذرد. یک هفته یا ده روز میگذرد بعد در اقیانوس اطلس یک کشتی با همآن مشخصات آتش میگیرد [...] و هنگامی که بررسی میکنند میبینند دارای همآن مشخصات است و حتا اسمی را که بیان کرده بود همآن اسم بود بهجز یک اشتباه کوچک و آن اشتباه این بود که به هنگامی که آن را بیان کرده بود یک جا «ام» باید بیان بکند که «ان» خوانده بود. [...] بعد این دانشمندان میروند و تحقیق میکنند و به آخرین عکسهایی که از این کشتی برداشته بودند توجه میکنند و میبینند قسمتی از «ام» محو شده بود و درست خوانده نمیشد، بنابراین در آن لحظهای که این آدم اسم کشتی را میخوانده این «ام» تقریبن «ان» خوانده میشد و اشتباهی را که کرده اشتباه منطقی است، یعنی درست خوانده است.
البته در کتاب چیزهای عجیب دیگری هم ادعا شده است که اغلب آنها تجربیات شخص دکتر چمران یا دوستان ایشان است و طبیعتن من در مقامی نیستم آنها را زیر سوآل ببرم. ولی چون دو مورد بالا توسط دانشمندان هلندی و فرانسوی ثبت شده است، خیلی کنجکاوم منبعشان را پیدا کنم.
Hey buddy, there are no name, no date and no reference!! so, it makes it very easy to goole about it! but you can try James Randy’s data base at: http://www.randi.org/site/index.php/1m-challenge.html
من هم در هیچ مقامی نیستم ولی به عنوان یک انسان و به احرتام وینگشتاین و کارل ریموند پوپر یک واژه برای وصف این آدم دارم…مزخرف!
واجب شد حتما اين كتاب و واسه بازشدن روحيهام بخونم
motasefane nazare arash va ali ro ke didam, narahat shodam. akhe adam che tori mitone bedoone inke tahghigh kone, digaran ro be sokhre bekeshe va hame chi ro abas va mozahraf bedoone? aya be jaae residim ke ghader be halle hame masael aalam hastim va har chi ke digaran migan ghalatan??
man bayad begam ke shakhsan ba hamchin adamaee barkhord dashtam..khodam ham fek mikardam inaa hamash khaali-bandi hast.. vali khodam yekishon ro didam ke 15 saale pish ayande mano migoft, va ta be inja hamash dorost boode..hatta inke man gozashte chi kar kardam va … ishoon faal-gir naboodan, vali ghodrate ajibi daran ke elm nemitone sabet kone.. motasefane in adam ro dige natonestam bebinam..
میتونه واقعیت باشه!من که مطمئن هستم!از این اتفاقات زیاد افتاده و داره میوفته!پیشگویی های بزرگ و زیادی هم شده!که همشون هم به حقیقت پیوسته!این افراد هستن وجود دارن!ولی متاسفانه مردم ما این هارو باور نمیکنن!البته حق هم دارن!اعتقادات همه از بین رفته!چند روز پیش رفته بودم تو صف نونوایی!دوتا پیرمرد داشتن باهم درمورد وضع گکذشته صحبت میکردن!یکیش داشت میگفت قدیم وقتی چیزی میخریدیم مثلا میوه خیلی برکت داشت و خوب بود!یکی از همین جوونای امروزی گفت با نیشخند گفت حاج آقا بلوف میزنه ها!!!خب کاری به سر ایران و اعتقادات اومده که مردم و مخصوصا جوونای امروزی اینا رو دیگه باور نمیکنن البته حق هم دارن!متاسفانه همه اینارو خرافات میدونن و باور نمیکنن!البته همشون رو که نمیشه باور کرد!ولی اینا باور کردنیه!یک پیشگویی که درمورد اینده جهان توسط فردی که پیشگویی هاش همه درست از اب دراومده اینه که یک ابر سیاهی زمین رو در بر میگیره!هنوز مشخص نیست چیه ولی میتونه یک باران اسیدی باشه!یا یک پیشگوییه دیگه که هروقت یکی از شهرهای عراق اتش بگیره و تو یکی از شهرهای دیگه اش سیل بیاد امام زمان ظهور میکنه!ولی امروزه اینارو خرافات میدونیم و مزخرف!من خیلی حرف دارم زیاد!ای کاش میشد حرف هام رو به گوش همه برسونم!من نه خرافاتی هستم و نه ادم مزخرف!ولی خوب تونستم درک کنم و اینو بفهمم که بحث دین از این نظام و حکومت جداست!و همه چیز رو عقلی و با علم بشری نمیشه ثابت کرد!ای کاش میشد من اینو فریاد بزنم تا همه دنیا بفهمه!
به اشکان و علیرضا۲۲۸: توجه کنید که بحث من دقیقن این نبود که آیا شهید چمران درست میگوید یا نه. در این مورد جای بحث زیاد است. دلیل من برای نوشتن این پست این بود که آیا ادعاهایی که شهید چمران در کتاب کرده، براساس مستندات محکم است یا نه.
سلام خوبي؟
كتابهاي چمران واقعا خوبن. من كه هر وقت كم ميارم ميرم سراغشون. خدا بود و ديگر هيچ نبود كه ديگه حرف نداره.
اما يه نكته. اونم اينكه سنجش اين نوع مطالب با عقل مدرن امروزي يه كم مشكله. و اصلا به همين خاطر هم اين جور جريانات براي غربي ها جالبه.
اما براي ما خيلي هم جالب نيست. دريافت شهودي امريست پذيرفته شده در ميان ما مسلمان ها.
مثال واضحش استخاره توسط بزرگانه (نه اونهايي كه الان با استخاره دكون باز كردن و زنهاي ساده لوح رو سركيسه ميكنن)
يادمه پسرخالم گم شده بود. يكي از اقوام يكي رو سراغ داشت كه مي گفت خيلي استخاره هاي خوبي ميكنه. بعد از تماس گفت كه ايشون گفتن سه روز ديگه خودش مياد و همين طور شد. حالا شما بيا دنبال مستندات بگرد!
سلام. این چیز ها زیاد چیزای عجیبی نیست . تو فامیل مااین جور ویژگی وجود داره من یک روستا زاده هستم . مثلا یکی از فامیل های نزدیک ما در خانه نشسته بود . به بچه هاش گفت برید فلان منطقه مادیانمان آنجا زایده و قاطری زاییده با فلان رنگ بقیه قاطر ها اطرافش گرفتند و می خوان بچش رو بکشند وقتی رفتند دیدند همه چیزای که گفته بود درست بود . جدای از ریاضت این یک نوع استعداد نیز هست پدرم هم خیلی وقت ها از این حرف ها زده . مثلا داشت می رفت مشهد گفت ما داریم می ریم ولی یکی از ما تو این مسافرت فوت می کنه . و درست گفت خانمی که همراهشون بود حین عبور از جاده ماشین بش زد و فوت کرد. تو خانواد و طایفمون زیاد از این چیزها داریم. اگه خواستی باز از این ها بات می نویسم.